*𝐁𝐨𝐤𝐡𝐚𝐫 𝐒𝐚𝐫... |بُخٰآرِ سَرد
𝑭𝒂𝒔𝒍𝒆٬٬𝟐٬٬ | 𝑷𝒐𝒓𝒕 ٬٬154٬٬
خانوم رفیعی: سلام قشنگا
یه خانوم حدودا ۴۰ ساله بود، به من اشاره کرد و گفت؛
رفیعی: خوش حالم از اینکه راهنمای شما هستم، میتونم اسمتون رو بدونم خانم زیبا؟!
ملیکا: سلام، من عروس هستم و اسمم ملیکاست
رفیعی: خیلی هم عالی، خانوم شما؟!
پارمیس: سلام، من خواهر شوهر هستم و اسمم پارمیسه
رفیعی: خوش بختم و آقا شما؟
تیرداد: سلام من داماد هستم و اسمم تیرداده
رفیعی: خوشحالم، خب عروس خانم شما دنبال چه سبک لباس عروسی هستید؟! بگید تا راهنمایی تون کنم
ملیکا: خب دوست دارم توری باشه
آستین دار بودن نبودنش فرق نداره
پف دار باشه
رفیعی: خب این مدل هایی که پشت سر من هست همون چیزی هست که شما میخواید
ببین از خوشگلی لباس هاش برات نگممم
دلم میخواست همش رو بگیرم به لقمه چپ کنممممم
تیرداد: ملیکا این دومیه خیلی خوشگله🫶🏻
ملیکا: پارمیس تو کدوم میگی قشنگه؟!
پارمیس: دومیه و پنجشنبه
ملیکا: پس بزارید این دومی رو اول پرو کنم، ببخشید میشه بدینش پرو کنم؟!
رفیعی: بله فقط.. میخواید بخرید یا اجاره کنید؟!
پارمیس: وا خانوم به ما میخوره بخوایم اجاره کنیم؟🙄
ملیکا: عه پارمیس زشته، میخوایم بخریم
رفیعی: شرمنده جسارت کردم قصد توهین نداشتم
ملیکا: نه خواهش میکنم عزیزم من عذر میخوام، اتاق پرو کدوم وره؟
رفیعی: همینو مستقیم برید دست چپ
ملیکا: ممنون، پس من میرم و بعد بییزحمت لباس رو برام بیارید..
رفیعی: چشم
رفتم داخل اتاق پرو و برام جای تعجب داشت که انقد بزرگ بود
چون لباس عروس ها بزرگ و حجم دار هستن با اتاق پرو های دیگه فرق داشت
از زبان تیرداد؛
خانوم رفیعی لباس رو داخل چوب لباسی کرد و برد در اتاق پرو ملیکا
میخواستم برم پشت در اتاق پرو که پارمیس گفت:
پارمیس: نرو میخوایم سوپرایزت کنیم
و خودش رفت همون جایی که ملیکا رفت
ینی ملیکا تو لباس عروس چه شکلی میشه دورش بگردم؟!..
از زبان پارمیس؛
وقتی رسیدم خانومه لباس رو داشت میداد دست ملیکا و به راحتی وارد اتاق پرو شد لباس
در زدم و گفتم:
پارمیس: ملیکا اگه لباسایی که پوشیدی اونجا جا نمیشه بده دستم
ملیکا: دستت درد نکنه الان میدم
ادامهدارد...
[ https://eitaa.com/joinchat/1432028661Ce89fca12a6 ]