یکسری هاتون میدونید من کلاس پریمیر میرم
پریمیر یه برنامه ادیت حرفه ای هست
من الان برای اینکه مدرک بگیرم باید پروژه ای که درخواست کردن رو براشون ارسال کنم تا مدرک بدن
خیلی سنگینه تو دوماه نتونستم هنوز ارسال کنم
چرا؟!
چون حجم تکالیفم به شدتتت بالاعه
امیدوارم درکم کنید
زینب چرا چنلت از مجید رضوی رو پاک کردیییی 😮💨😮💨
.
بابام گفت دیگه نباید ازش فعالیت کنی..
زینب جونممم پارتا عالیییی بوددد مثل همیشه🫠🥹❤️
راستی روزتم مبارک قشنگمم مرسی که با پارتات مارو سرگرم میکنی و انرژی خوبی میدی بهمون ببخشید با یکم تاخیر گفتم😭🫶🏻🫀💗
.
قربونت سیسییی
فداتون بشم مننن
من ببخشید که با تاخیر پیام هاتونو گذاشتم
🥹🥹🤍
زینبی باورت میشه بهترین چنلی که از مجید داشتم چنل تو بود 🥲
.
دورت بگردم قشنگم میدونم همتون بهم گفتین نظر لطفتونه
ولی متاسفانه مجبور شدم..
برا خودمم خیلی سخت بود
خیلی خیلی خیلی خیلی سخت بود
چنلی که دو سال توش ادیت زدم و خاطره ساختم رو تو یه شب پاک کنم
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینم اخرین ادیت من برا فن های رضوی ای که تو اون چنلم عضو بودن..❤️🩹
صدای خودمه.
*𝐁𝐨𝐤𝐡𝐚𝐫 𝐒𝐚𝐫... |بُخٰآرِ سَرد
𝑭𝒂𝒔𝒍𝒆٬٬𝟐٬٬ | 𝑷𝒐𝒓𝒕 ٬٬155٬٬
از زبان ملیکا؛
لباس عروس رو پوشیدم و از اتاق پرو اومدم بیرون
پارمیس از شدت تعجب برگاش ریخته بود و دستش جلوی دهنش بود
پارمیس: ملیکا خیلی خوشگل شدی واقعا بهت میاد، بخدا که برای خودت دوختن
ملیکا: ای بابا خجالتم نده😃🥹✨
پارمیس: تیردادددد
تیرداد بدو بدو خودش رو رسوند و نزدیک بود با کله بخوره زمین
تیرداد: بانوی محترمه ی مکرمه، سرکار خانوم ملیکا شاه کرمی، آیا بنده وکیلم شما رو بخووورمم؟؟؟!😭
ملیکا: ای بابااااا فدای شماااا😂🗣️
با اجازه بزرگتر هااا..
نه😐
تیرداد: اشغال نزن تو ذوق آدم🙄
ملیکا: شوخی کردم، نگفتی قشنگ شدم؟؟
تیرداد: عزیزم مگه میشه شما لباسی یپوشی و بهت نیااد؟!
خیلی خوشگل شدی دخترم..:)
ملیکا: مرسی ازتون، پس همین اوکیع؟؟
تیرداد و پارمیس: اره عالیه
پارمیس: عه چه همزمان گفتیییم😂✨
تیرداد: 😂
ملیکا: خب این از این لباس، حالا نوبته پارمیسه، بعد پارمیس ایشالا تیرداد
تیرداد: خب پس پارمیس بیا از همون خانومِ.. امم..
ملیکا: رفیعی
تیرداد: اره رفیعی بپرس لباس مجلسی کجاعه
پارمیس: خودش گفت طبقه دومه فک کنم
ملیکا: اره گفت طبقه دومه
تیرداد: خب پس بریم
از زبان تیرداد؛
تصمیم گرفتم اخم نداشته باشم و ذوقم رو نشون بدم
درسته آدم درونگرا و ناراحتی به خاطر این موضوع هستم، اما دلیل نمیشه بخاطرش بهترین روز های زندگیمو خراب کنم!
تو همین فکرها بودم که پارمیس صدام زد
خب الان باید با کلی انرژی بری پیش خواهرت و زنت
بدو بدو و نفس نفس زنان خودمو رسوندم
و...
رفتیم طبقه پایین چون نوبت پارمیس شده بود
پر از لباس های مجلسی و شیک
سبز نگین کاری شده، صورت ملیح، قرمز پر رنگ و..
و انصافا خوشگل بودن
پارمیس داشت یه یه متری جلوتر از ما حرکت میکرد
ملیکا: راستی تیردادد برا ماهلین لباس نگرف-
تیرداد: الهی بچم بیا بغلم..
بغضم گرفت با این حرفش که ناخداگاه گفت..
ادامهدارد...
[ https://eitaa.com/joinchat/1432028661Ce89fca12a6 ]
بازم مینویسم به شرط اینکه وقتی از مدرسه اومدیم ناشناس رو پر کنید🤍
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1a6fejv&btn=نظرت؟!