کاش فرشتهاۍ هم بود که آدمهـا را هر جاۍ زمانہ کہ خسته میشدند
بر مےداشت و میبـُرد وسطِ کودکۍهایشـان رها میکرد .
همـانجا کہ اسباببازيها کم
بود و دلخوشیها زیاد . .
مشکـلات، ساده و کوچك بودُ قلبها بزرگ،
گلدانها پر از گُـل بود و خانہها همیشھ بوۍ صمیمیت و عِشق مےدادند . .
دلم رنگین است، پراز رنگهاۍ متنوع
گاھ شاد به رنگ صورتـی
گاھ غمگـین مۍشود و مشکے
گاھ نیمۍ آبی و نیمے صـورتیست .
دلم را هرڪجـا ببرم یك تکہ نور اُمید بہ رنگ سفید مۍبینم .
واۍ بر آن هنـگام کہ سفیدۍِ دلم ذرھاي سیاھ و زرد شود !
جنگِ دل و عقل و مغز است . .
__ _ بـانو مھردُخت .
. حَنیفـھ☁️ .
^^
دلم را رها مۍکنم در حیاطِ کوچك مادربزرگ
بوۍ هندوانههای دستچینِ پدربزرگ بھ مَشامش میرسد .
بوۍ خوشِ گلهای شمعداني .
بوۍ قرمہسبزۍِ مادربزرگ پز !
استاد پناهـیان :
گاهی اوقات خدا میبینه که تو از چی ناراحت میشی عمداً هم به همون گیره میده ، میخواد راحت طلبیت رو کنار بزاری !
شمـا هرجا هستیـد و هرجا مشغـول کارید،
بدانید همـانجا یک گوشـهای از
این جبهـهی وسیـع اسـت ؛
اگر همـانجا خـوب و منضبـط
و وفـادارانـه و بامهـارت کـار کنیـد،
در ایـن جبهـه اثـر گذاشتـهایـد ..
و دشمـن این را نمـیخواهـد !
[ حـضـرتآقــا ] *