کلبه هآنیل کوچولو🌱
من بار اولم بود میرم همچین مکانی و اصا نمیدونم اینایی ک تو منو نوشته چی هست🤣🤣
اخرم خود باران گفت چی بگیریم(بنده از چیز میزای کافه ها سر در نمی آورم🤣)
کلبه هآنیل کوچولو🌱
بعد باران گفت شما سفارش بدید تا من بیام گفت باید خودم بیام قیمتارو ببینم🤣 گفتبم منو قیمت نداره😀🤣
قبلش خودم برگشتم گفتم که آقا بودجه ما جوریه که بر اساس قیمت تصمیم میگیریم چی بخوریم نه ذائقه
کلبه هآنیل کوچولو🌱
جام خالی👀
وای آره جای توهم واقعااا خالیی بودد
باران میخواست قطعه قطعت کنه🤣
https://eitaa.com/revaq_journal/3256
خانم خانماا میگه نمیاممم بعد شاکیم میشه که چرا بدون ایشون رفتیم 😂
کلبه هآنیل کوچولو🌱
https://eitaa.com/revaq_journal/3256 خانم خانماا میگه نمیاممم بعد شاکیم میشه که چرا بدون ایشون رفتیم
خدا سر شاهده بهش گفتیم بیاد..
حتی خود کسی که برنامه رو چید بهش گفت که اگه یکیتون نیومد بیچارش میکنم🤣
نرگس ناز کرد گفت نهه من نمیتونم بیام🗿
بعد ستایش (ادمینو نمیگم، یکی دیگست😂)
تولدش بود..بعد باران فندک در اورد که فوت کنه فندکه روشن نمیشد وقتیم روشن میشد شعلش زیاد میشد😀
بعد رفت شمع خرید..از این شمعا هست شام غریبان روشن میکنن🤣
بهش میگم الان نمیدونم بگم تولدت مبارک یا خدا رحمتت کنه😂
کلبه هآنیل کوچولو🌱
وای اینقدر خندیدم ک کم مونده بود زمینو گاز بگیرم🤣
میذاشتنم پهن میشدم زمین