مباحث امشبمون اکثرا مربوط به ازدواج حضرت زهرا(س) است... 👀بحث قشنگیه
#کتاب_نور
📌مباحث امشبمون 👇🏻
سیره فاطمی بعد از ازدواج در حیات پدر
۱_مقدم داشتن متدین بر پولدار
۲_مهریه را خرج جهازیه کنیم
۳_مقدار خرید لوازم آرایش عروس
۴_مدت عقد تا عروسی
۵_تقسیم ولیمه عروسی
۶_غذای عروس و داماد جدا باشد
۷_وداع پدر با دختر
🇮🇷 حَنــــون¹¹⁰
سلام🤚🏻 هرشب ساعت۲۲قراره قسمت های کتاب الگوی برتر که موضوعش درسهایی از زندگی حضرت زهرا(س) است رو
دوستانی که جدید اومدید خوش اومدید.
این بنر رو مطالعه کنید متوجه محفل امشب میشید
قسمت های قبلی محفلم با جست و جوی #کتاب_نور میتونید پیداکنید
➕مقدم داشتن متدین بر پولدار
حضرت زهرا(س) با این که خواستگارهای پولداری همچون عثمان را داشت ولی پیامبر همه را رد کرد و چون حضرت زهرا(س) اهل کمالات و معنویات بود تنها او را به هم کفو ایشان که حضرت علی(ع) بود به تزویج درآورد.
مجلسی به سندش از امام علی(ع) نقل کرده که فرمود:« ای علی مرا مردانی از قریش در امر فاطمه سرزنش کردند و گفتند فاطمه را به تو تزویج کردم و دست رد به آنان زدم من به آنان گفتم به خدا سوگند من شما را از این خواسته منع نکردم و به تزویج علی درنیاوردم بلکه خدا شما را منع کرده و به تزویج او درآورد.
📌بحارالانوار،ج43،ص92
➕مهریه را خرج جهازیه کنیم
مجلسی به سندش از امام صادق(ع) نقل کرده که فرمود:«علی(ع) از رسول خدا(ص) نقل کرده که حضرت به من فرمود: برخیز و زره خود را بفروش من برخاسته و ذره ام را فروختم و پول آن را گرفته و بر رسول خدا وارد شدم و پول ها در دامن آن حضرت ریختم حضرت نپرسید که چه مقدار است و من نیز به او خبر ندادم آنگاه حضرت دست برد و قبضه ای از پول برداشت و بلال را خواست و پول را به او داد و فرمود: برای فاطمه عطر تهیه کن و نیز با دو دست خود مقداری پول برداشت و به ابوبکر داد و فرمود: برای فاطمه آنچه در شأن اوست از لباس و اثاثیه منزل تهیه کن و همراه او عمار بن یاسر و تعدادی از اصحابش را فرستاد.»
📌بحارالانوار، ج43،ص94
➕مقدار خرید لوازم آرایشی عروس
از سیره حضرت رسول و حضرت زهرا استفاده می شود که مقدار خرید لوازم آرایش آن حضرت تنها لباس زیبا و استعمال بوی خوش بوده است. لذا پیامبر در مرتبه اول به بلال فرمود:« این مقدار پول را بگیر و عطر تهیه کن.»
➕مدت عقد تا عروسی
از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود:« حضرت علی(ع) فرمود:من بعد از عقد یک ماه صبر کردم و با رسول خدا نماز می خواندم به منزلم بازمی گشتم و چیزی درباره امر فاطمه(س) می خواندم و به منزلم بازمی گشتم و چیزی درباره امر فاطمه(س) به حضرت(ص) نمی گفتم تا اینکه همسران پیامبر گفتند: آیا نمی خواهی تا برای تو از رسول خدا(ص) بخواهیم که فاطمه بر تو وارد شود من گفتم: درخواست کنید. آنان بر حضرت واردشدند. ام ایمن گفت: ای رسول خدا اگر خدیجه زنده بود چشمانش به زفاف فاطمه بینا می شد و این علی است که همسرش را می خواهد پس چشم فاطمه را به همسرش بینا کن و بین آن دو را جمع کن و چشمان ما را به این کار روشن گردان.
حضرت فرمود:چه شده علی را که از من تقاضای همسرش نمی کند؟ علی(ع) فرمود: من گفتم حیاءمرا از این درخواست مانع شده ای رسول خدا!
آن گاه به زنان توجه کرد و فرمود: چه کسی اینجاست؟ ام سلمه گفت: من ام سلمه و این زینب و این فلانه و فلانه.
رسول خدا(ص) فرمود در حجره من برای دخترم و پسر عمویم اتاقی آماده کنید.
ام سلمه گفت: در کدامین حجره رسول خدا؟ حضرت(ص) فرمود: در حجره تو.
آنگاه زنانش را دستور داد تا آنچه در شان حضرت زهرا(س)است او را زینت داده و اصلاح نماید.»
📌بحارالانوار، ج43،ص95
➕تقسیم ولیمه عروسی
از امام صادق نقل شده که فرمود:«علی(ع) فرمود: آنگاه رسول خدا(ص) به من فرمود: ای علی برای اهل بیت خود غذای زیادی تهیه کن و فرمود از جانب ما گوشت و نان بر تو باشد که خرما و شیر و روغن آماده کنی. من خرما و روغن خریدم. رسول خدا(ص) سر آستین خود را بالا زد و خرما را با روغن مخلوط نمود تا اینکه شیرینی حیس آماده شد پیامبر نیز برای ما گوسفند چاقی را فرستاد که سر بریده شده و نان زیادی هم پخته شد.»
📌بحارالانوار، ج43،ص95
➕دعوت مسجدی ها برای خوردن ولیمه عروس
از حضرت علی(ع) نقل شده که فرمود:« رسول خدا(ص) به من فرمود: هر کس را می خواهی دعوت کن. من به مسجد آمدم در حالی که پر از صحابه بود و خجالت کشیدم که برخی را دعوت کنم و برخی را دعوت نکنم لذا بالای بلندی رفتم و ندا دادم ای مردم همگی به ولیمه [عروسی] فاطمه دعوت هستید مردم همگی آمدند. من از کثرت جمعیت و کمی غذا خجالت کشیدم. رسول خدا(ص) چون از این حالت من باخبر شد فرمود: ای علی من از خدا می خواهم که برکت دهد.»
📌بحارالانوار، ج43،ص95/96
➕غذای عروس و داماد جدا باشد
از امام علی(ع) نقل شده که فرمود:«... آنگاه بشقابی خواست و در آن غذا گذاشت و فرمود: این سهم فاطمه و شوهرش باشد...»
📌بحارالانوار،ج43،ص96
➕وداع پدر با دختر
از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود:«... چون خورشید غروب کرد رسول خدا(ص) فرمود: ای ام سلمه! فاطمه را حاضر کن. او رفت و حضرت را آورد در حالی که دامن خود را با خود می کشید و به جهت خجالت از رسول خدا عرق می ریخت که ناگهان پایش لغزید. پیامبر(ص) فرمود: خداوند تو را در دنیا و آخرت از لغزش نجات دهد.
چون حضرت زهرا(س) در مقابل پیامبر(ص) ایستاد حضرت رداء را از صورت فاطمه(س) برداشت تا اینکه حضرت علی(ع) او را دید آنگاه پیامبر(ص) دست فاطمه(س) را گرفت و در دست علی(ع) گذاشت و فرمود: خداوند برای تو دختر رسول خدا را مبارک گرداند ای علی خوب زنی است فاطمه ای فاطمه خوب شوهریست علی به منزلتان بروید...»
📌بحارالانوار، ج43،ص96