حلبی در سیره خود نقل می کند:« فاطمه زهرا(س) به ابوبکر فرمود:« چه کسی از تو ارث می برد؟! گفت:« اهل اولادم.»
حضرت فرمود:« پس چرا من از پدرم ارث نبرم؟! ابوبکر گفت:« از رسول خدا شنیدم که می فرمود: ما ارث نمی گذاریم
فاطمه(س) از سخن ابوبکر غضبناک شد و او را تا هنگام وفاتش ترک نمود.
📌سیره حلبی، ج3،ص389
همو نقل می کند:«فاطمه دختر رسول خدا نزد ابوبکر آمد او بالای منبر بود و فاطمه خطاب به او فرمود:« ای ابوبکر آیا در کتاب خداست که دخترت از تو ارث ببرد ولی من از پدرم ارث نبرم؟! ابوبکر از این سخن ناراحت شد و گریست آنگاه از منبر پایین آمد و نامه ای نوشت و فدک را به حضرت تحویل داد. در این هنگام عمر وارد شد و خطاب به ابوبکر گفت: از کجا اینگونه بر مسلمانان انفاق می کنی آنگاه نامه را گرفت و پاره کرد.
📌سیره حلبی، ج3،ص389
➕ارث انبیاء در قرآن
📍خداوند متعال از قول زکریا در آیه 6 سوره مریم می فرماید:« و همانا من از این وارثان کنونی بیمناکم [مبادا که پس از من در مال و مقامم خلف صالح نباشند و راه باطل پویند] زوجه من نازا و عقیم است تو از لطف خاص خود فرزند و جانشین صالحی به من عطا فرما که او وارث من و آل یعقوب باشد، و تو ای خدا او را وارثی پسندیده و صالح گردان.»
📍همچنین از قول حضرت زکریا(ع) درآیه89 سوره انبیا میفرماید:« بار پروردگارا مرا تنها مگذار زیرا تو بهترین وارث اهل عالمی.»
📍 و نیز در آیه16سوره نمل میفرماید:«سلیمان از داود ارث برد.»
مقصود ارث در این آیات ارث مال است نه علم معرفت به جهت👇🏻
الف)موافقت با لغت و عرف
لفظ میراث و ارث هر گاه در لغت عرف استعمال شود مراد از آن مال است نه ارث علم و معرفت.
اگر در عرف گفته شود فلان شخص وارث فلانی است یعنی وارث او در مال است نه علم.
مگر آنکه قرینه ای برخلاف آن آورده شود که مقصود از آن علم باشد.
مثل قول خداوند متعال در آیه53 سوره غافر یا آیه 32 سوره فاطر یا حدیث«العلما ورثه الانبیاء»
حال اگر سوال و خواسته حضرت زکریا(ع) از خداوند وارث در علم بود. باید اینگونه سوال می نمود:« یرثنی فی علمی و یرث من آل یعقوب النبوه.»
زیرا مجاز گویی بدون قرینه جایز نیست. خصوصا در کلام حضرت قرینه ای است که دلالت دارد بر اینکه مراد حضرت ارث در مال بوده است.
زیرا او به خداوند متعال عرض می کند در آیه 5سوره مریم:«وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِنْ وَرَائِي»
و مقصود از موالی پسرعموهایش است حضرت زکریا از آنان خوف داشته که در اموالش تصرف کنند و آنها را در خلاف شرع مصرف نمایند.
از همین رو ظاهر آیه دلالت دارد بر اینکه سوال و خواسته حضرت از خداوند ذریه و نسل بوده تا بعد از او اموالش را به دست گرفته و در راه ثواب مصرف کند.
فخر رازی در مورد هر دو آیه می گوید:«مقصود از میراث وراثت مال است و این قول ابن عباس حسن و ضحاک است و قول به وراثت نبوت را تنها از ابی صالح نقل کرده است.»
📌تفسیرفخر رازی، ذیل هردوآیه
ب)موافقت با فهم ظاهر
صحابه و غیر صحابه از حدیث« ما ترکنا صدقة» ارث در مال را فهمیده اند، نه ارث در علم و تنها ناقل آن خود ابوبکر است.
ج) موافقت باعقل
علم و نبوت و معرفت از جمله صفاتی نیست که بتواند انسان آنها را به ارث بگذارد اصلا آنها ارث پذیر نیستند وگرنه لازم می آید که همه اولاد حضرت آدم عالم و پیامبر باشند زیرا خداوند در ایه 31سوره بقره می فرماید:« به آدم همه اسم ها را تعلیم داد.» همچنین لازم می آید اولاد پیامبر اسلام همه عالم و پیامبر باشند در حالی که اینطور نیست.
د) موافقت با شرع
محمد بن جریر طبری در تفسیر خود از قتاده نقل می کند: رسول خدا(ص) هنگامی که این آیه را قرائت میکرد:« وَ إِنِّي خِفْتُ الَموالِيَ» می فرمود:« خدا رحمت کند زکریا را که هیچ ورثه ای از خود به جای نگذاشت.»¹
از حسن روایت شده که رسول خدا فرمود:« خدا رحمت کند برادرم زکریا را که ورثه مال نداشت آن زمانی که از خدا فرزندی خواست و می گفت:« فهب لی من لدنک ولیا یرثنی و یرث من آل یعقوب» ²
📌۱و۲_تفسیر طبری، ج16،ص48
فخر رازی در تفسیر آیه«و ورث سلیمان داود» می گوید:«در آیه اختلاف است حسن آن را به ارث درمال معنا کرده است زیرا نبوت عطایی است که ابتدائا داده می شود نه اینکه به ارث گذاشته شود.»¹
زمخشری در ذیل آیه شریفه ۳۱سوره ص می گوید:« روایت شده که سلیمان به اهل دمشق و نصیبین جنگ نمود و به هزار اسب دسترسی پیدا کرد. برخی گفته اند آن هزار اسب را از پدرش به ارث برده بود و پدرش آنها را از عمالقه به دست آورد.»²
📌۱_تفسیر فخررازی، ذیل آیه
۲_تفسیرکشاف، ذیل ایه