💕 از حکیمی پرسیدند :
که چرا گوش دادنت از سخن گفتنت
بیشتر است؟
گفت:
چون به من دو گوش داده اند و یک زبان، یعنی دو برابر آنچه می گویم، می شنوم.
کم گوی و به جز مصلحت خویش مگوی،
چیزی که نپرسند، تو از پیش مگوی،
از آغاز دو گوش و یک زبانت دادند،
یعنی که دو بشنو و یکی بیش مگوی
@Harf_Akhaar
۳۰ بهمن ۱۴۰۲
بزرگترین خِرد آن است که از گذشته بیرون بخزی، بدون چسبیدن به آن!
درست مانند مار
که از پوست قدیم خود بیرون میخزد
و هرگز به عقب نگاه نمیکند.
حرکت او همیشه از کهنه به تازه است...
@Harf_Akhaar
۳۰ بهمن ۱۴۰۲
🍃#متن_زیبا
تا وقتى بچه تون رو حمام نكرديد معنى كلمه لذت رو نميفهميد،
تا وقتى پدر و مادرتون رو حموم نكرديد معنى غصه رو نميفهميد..
@Harf_Akhaar
۱ اسفند ۱۴۰۲
📕#داستان
دانایی را پرسیدند: چه وقت برای ازدواج پایدار مناسب است؟
دانا گفت: زمانی که شخص توانا شود!
پرسیدند: توانا از لحاظ مالی؟
جواب داد: نه!
گفتند: توانا از لحاظ جسمی؟
گفت: نه!
پرسیدند: توانا از لحاظ فکری؟ ...
جواب داد: نه!
پرسیدند: خود بگو که ما را در این امر دیگر چیزی نیست!
دانا گفت: زمانی یک شخص می تواند ازدواج پایدار نماید که اگر تا دیروز نانی را به تنهایی می خورد امروز بتواند آن را با دیگری نصف نماید بدون آنکه اندکی از این مسئله ناراحت گردد!
@Harf_Akhaar
۱ اسفند ۱۴۰۲
لطف مکرر
وظیفهی مقرر میشود ...!
عاقبت کمک به این سه دسته
پشیمانی است؛
تنبل، طلبکار، ناسپاس ...!
@Harf_Akhaar
۱ اسفند ۱۴۰۲
📘#داستان_کوتاه_آموزنده
پند پیرزن به سلطان محمود غزنوی!
شاید فکر کنید که مگر کسی قدرت پند دادن به مردی چون سلطان محمود غزنوی را داشته است! بله یک پیرزن علاوه بر دادن پند، چنان سخنی به این شاه جهانگیر چسباند که هرگز فراموشش نشد!
ماجرا از آنجا آغاز شد که یک پیرزن به همراه کاروانی در حال سفر بود که در حوالی دیر گچین(منطقه ی گچین)،دزدان به کاروان حمله کرده و تمام اموال پیرزن را نیز به یغما بردند.
پیرزن دادخواهی به نزد سلطان محمود غزنوی برد و گفت که تمام اموال مرا دزدان برده اند ، اینک ای سلطان یا کالای مرا بازسِتان ،یا تاوان بده!!
سلطان محمود از پیرزن پرسید این دیر گچین کجا هست که در آنجا اموال تو را برده اند؟
پیرزن در اینجا با شجاعت پاسخ داد:
ولایت چندان گیر که بدانی چه داری و به حقِّ آن برسی و بتوانی آن را نگاه بداری !
سلطان محمود غزنوی اندکی فکر نمود و گفت راست می گویی.آنگاه دستور داد معادل مال زن را به او بازگردانند.
@Harf_Akhaar
۱ اسفند ۱۴۰۲
و مرگ تنها نفس نکشیدن نیست !
من مرده گان بیشماری رادیده ام
که راه میرفتند
حرف می زدند
سیگار میکشیدند
و خیس از باران
انتظار و تنهایی را درک میکردند.
#حسین_پناهی
@Harf_Akhaar
۱ اسفند ۱۴۰۲
💞📘#حکایت_بهلول
بوی غذا، صدای پول!
یک روز مردی ازبازار عبور میکرد که چشمش به دکان خوراک پزی افتاد از بخاری که از سر دیگ بلند میشد خوشش آمد...
تکه نانی که داشت بر سر آن میگرفت و میخورد هنگام رفتن صاحب دکان گفت تو از بخار دیگ من استفاده کردی وباید پولش را بدهی مردم جمع شدن مرد بیچاره که از همه جا درمانده بود بهلول را دید که از آنجا میگذشت از بهلول تقاضای قضاوت کرد ،بهلول به آشپز گفت آیا این مرد از غذای تو خورده است؟
آشپز گفت نه ولی از بوی آن استفاده کرده است. بهلول چند سکه نقره از جیبش در آورد و به آشپز نشان داد وبه زمین ریخت وگفت؟
ای آشپز صدای پول را تحویل بگیر.
آشپز با کمال تحیر گفت :این چه قسم پول دادن است؟ بهلول گفت مطابق عدالت است:«کسی که بوی غذا را بفروشد در عوض باید صدای پول دریافت کند»
در محضر وجدان منصف باشیم 🌷
@Harf_Akhaar
۱ اسفند ۱۴۰۲
#کوتاه_پر_معنی
اگر از خودخواهی کسی به تنگ آمده ای،
او را خوار مساز
بهترین راه آن است که چند روزی رهایش کنی..
گاهی شاپرکی را از تار عنکبوت میگیری تا خیلی آرام رهایش کنی ، شاپرک میان دستانت له میشود ...
نیت تو کجا و سرنوشت کجا !!
هنگامی که افسرده ای ، بدان جایی در اعماق وجودت ، حضور " خدا " را فراموش کرده ای ...
لحظه ها
تنها مهاجرانی هستند
که هرگز بر نمی گردند
هرگز !
ﮔﻼﯾـﻪ ﻫﺎ ﻋﯿﺒﯽ ﻧـﺪﺍﺭد ...
اما ﮐﻨــــﺎﯾﻪ ﻫــﺎ ﻭﯾــﺮﺍﻥ ﻣﯿـکند !
@Harf_Akhaar
۱ اسفند ۱۴۰۲
گاهی لازم است .
زندگی مان کاملا زیر و رو شود
تغییر کند و از نو چیده شود .
تا ما را به جایی برساند که شایسته اش هستیم ...
@Harf_Akhaar
۱ اسفند ۱۴۰۲
احساس خوشبختی بسیار سخت به
دست میآید و بسیار راحت از دست میرود،
اگر خوشبختی را یافتی
زیاد سوال پیچش نکن ...!!
#چارلز_بوکفسکی
@Harf_Akhaar
۱ اسفند ۱۴۰۲
مردم حقیقت را نمی پذیرند ،
چون نمی خواهند به تخیلاتی که
تمام عمر بر اساس آن زندگی کرده اند ،
آسیبی وارد شود ...!
#نیچه
@Harf_Akhaar
۱ اسفند ۱۴۰۲