eitaa logo
حرف آخر • حکایت و پند •
65.3هزار دنبال‌کننده
14هزار عکس
11.3هزار ویدیو
3 فایل
تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران 🇮🇷 -سخنان پر مفهوم بزرگان ایران و جهان -حکایت های جالب و آموزنده تعرفه تبلیغات 👇 https://eitaa.com/joinchat/1314784094C8c098d28af
مشاهده در ایتا
دانلود
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خیلی وقت‌ها فکر می‌کنیم بچه‌ای که ساکته با ادبه اما سکوت همیشه نشونه‌ی ادب نیست. 🌱دکتر سعید_عزیزی @Harf_Akhaar ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
هیچ‌ کس در این دنیا، کامل و پاک نیست اگر از مردم … بخاطر اشتباهات کوچکشان، دوری کنی، همیشه تنها خواهی بود … پس کمتر قضاوت کن و بیشتر عشق بورز … @Harf_Akhaar
🤍مامانِ عزیز! می‌دانم گاهی شب‌ها تا صبح بیدار ماندی، به صورت کوچولوی فرزندت زل زدی، چشم‌هات پر از اشک شد و خودت را نبخشیدی که چرا در طول روز بی‌حوصله بودی و از کوره در رفتی و صدایت را روی او بلند کردی، چرا با او بازی نکردی، برایش به قدر کافی وقت نگذاشتی و با دنیای کودکانه‌ی او همراه نشدی. می‌دانم گاهی مخفیانه به خودت قول دادی این‌بار صبورتر و با حوصله‌تر و آرام‌تر باشی اما با وجود مشغله‌های زندگی و بازیگوشی‌های او نتوانستی به عهد خودت پایبند باشی. می‌دانم چقدر دوستش داری و چقدر بیشتر از هرکسی به صلاح و سلامت روان و آینده‌ی او فکر می‌کنی. مامانِ عزیز! همه می‌دانند چه سخت است زن بودن، مادر بودن و از یک بچه‌ی کوچکِ در مسیر تجربه و رشد نگهداری کردن. مهم نیست چند بار از مسیر خارج شدی، مهم مسیر ارزشمندی‌ست که داری با عشق طی می‌کنی. برای تمام مادران پیش می‌آید گاهی خسته‌، بی‌حوصله و دلگیر باشند. گاهی کم‌طاقت شوند و جوری که باید با کودکشان رفتار نکنند. برای همه پیش می‌آید گاهی با لحنی تند با فرزندشان حرف بزنند و قلب کوچک او را برنجانند. اما اشکالی ندارد، همین که داری تلاشت را می‌کنی مادر خوبی باشی، همین که می‌فهمی کجای راه را اشتباه رفته‌ای و سعی بر اصلاح آن داری، همین که تمام تلاشت را می‌کنی روان فرزندت را سالم نگه داری، قسمتِ مهمِ ماجرا را درست رفته‌ای. بابت آن بخش کوچک خاکستری به خودت حق بده. زندگی گاهی واقعا سخت می‌گیرد و تو حق داری با وجود مسئولیت‌های سنگینی که داری؛ گاهی نتوانی کاملا سنجیده و درست رفتار کنی. @Harf_Akhaar
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درمان قطعی ریزش مو طی مدت کوتاه کشف شرکت دانش بنیان ایرانی در آنتن زنده شبکه ســـه ســیــمــا!!😳😳 ویدیو داخل لینک را حتما مشاهده کنید تا با تاثیرات عجیب این روش درمانی آشنا شوید 👨‍⚕👨🏻✨🩺 بـیـش از ۳۰هـــزار خـانم و آقـا از این روش معجزه‌_آسا نتیجـه گرفتن 😍 روی لینک زیر کلیک کنید😃👇 https://www.20landing.com/214/2651 https://www.20landing.com/214/2651
💞💞 فال حافظ 💞💞 💞 ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی! تو را به خدا و به شاخ نباتت قسم می‌دهم که هر چه صلاح و مصلحت می‌بینی برایم آشکار و آرزوی مرا براورده سازی 💞 💞لطفا نیت کنید لینک زیر را لمس کنید💞 https://eitaa.com/joinchat/711196674Cbe65d05464 https://eitaa.com/joinchat/711196674Cbe65d05464 قبل ازهرکاری فال امروزت بخون💕💕
📗توی بیمارستان فیروز آبادی دستیار دکتر مظفری بودم. روزی از روزها دکتر مظفری ناغافل صدایم کرد اتاق عمل و پیرمردی را نشان‌دادن که باید پایش را بعلت عفونت می بریدیم. دکتر گفت که این بار من نظارت می کنم و شما عمل می کنید. به مچ پای بیمار اشاره کردم که یعنی از اینجا قطع کنم و دکتر گفت: برو بالاتر... بالای مچ را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر... بالای زانو را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر... تا اینکه وقتی به بالای ران رسیدم دکتر گفت که از اینجا ببر. عفونت از این جا بالاتر نرفته. لحن و عبارت " برو بالاتر " خاطره بسیار تلخی را در من زنده میكرد. خیلی تلخ. دوران کودکی همزمان با اشغال ایران توسط متفقین در محله پامنار زندگی می کردیم. قحطی شده بود و گندم نایاب بود و نانوایی ها تعطیل. مردم ایران و تهران به شدت عذاب و گرسنگی می کشیدند که داستانش را همه میدانند. عده ای هم بودند که به هر قیمتی بود ارزاق شان را تهیه می کردند و عده ای از خدا بی خبر هم بودند که با احتکار از گرسنگی مردم سودجویی می کردند. شبی پدرم دستم را گرفت تا در خانه همسایه مان که دلال بود و گندم و جو می فروخت برویم و کمی از او گندم یا جو بخریم تا از گرسنگی نمیریم. پدرم هر قیمتی که می گفت همسایه دلال ما با لحن خاصی می گفت: برو بالاتر... برو بالاتر... بعد از به هوش آمدن پیرمرد برای دیدنش رفتم. چقدر آشنا بود. وقتی از حال و روزش پرسیدم گفت : - بچه پامنار بودم. گندم و جو می فروختم. خیلی سال پیش. قبل از اینکه در شاه عبدالعظیم ساکن بشم... دیگر تحمل بقیه صحبت‌هایش را نداشتم. خود را به حیاط بیمارستان رساندم. من باور داشتم که از مکافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید جو ز جو اما به هیچ وجه انتظار نداشتم که چنین مکافاتی را به چشمم ببینم. 🌱"دکترمرتضی عبدالوهابی "استاد آناتومی دانشگاه تهران @Harf_Akhaar
. هرچی ته دیگ برشته‌تر، خطر بیشتر! 😳⚠️ هرچی ته‌دیگ تیره‌تر و برشته‌تر، احتمال تشکیل مواد مضر بیشتر! روی سیب‌زمینی‌ها بزن تا ببینی ماجرا از چه قراره! 👇 🥔🥔🥔🥔🥔🥔🥔🥔 🥔🥔🥔🥔🥔🥔🥔🥔 🥔🥔🥔🥔🥔🥔🥔🥔 ماده‌ای که شاید با خوردن ته‌دیگ‌های خیلی برشته، ناخواسته وارد بدنت کنی! 😱⚠️
❌کار وحشتناک دکتر😱 ❌شوهرم دکتر بود .هفته ای یک شب منو به زور میفرستاد خونه مادرش تا پیشش بمونم ولی خودش نمیومد، یه روز بهش مشکوک شدم و یواشکی برگشتم خونه.وقتی داخل حیاط شدم متوجه شدم که از انباری زیر خونه صدای چند نفر میاد.خیلی آروم نزدیک شدم و از پشت پنجره نگاه کردم .شوهرم و دونفر دیگه اونجا بودند.قشنگ که نگاه کردم ناگهان احساس کردم  قلبم از تپش داره میوفته. با دیدن این صحنه حالم بد شد..... ادامه داستان.... https://eitaa.com/joinchat/3185705294C9f7a3565a1
*هرگز خود را فردی شکست خورده تصور نکنید، این تصور خطرناک است، زیرا ذهن پیوسته خواهد کوشید این تصویر را کامل کند! و شما را به سمت شکست های بیشتر می برد @Harf_Akhaar