#حکیمانه
بدان كه در پيش روى تو،
گردنه هاى صعب العبورى وجود دارد،
كه حالِ سبكباران به مراتب بهتر از سنگين باران است،
و آن كه كند رود حالش بدتر از شتاب گيرنده مى باشد،
و سرانجام حركت، بهشت و يا دوزخ خواهد بود،
پس براى خويش قبل از رسيدن به آخرت وسائلى مهيّا ساز،
و جايگاه خود را پيش از آمدنت آماده كن،
زيرا پس از مرگ، عذرى پذيرفته نمى شود، و راه بازگشتى وجود ندارد.
#نهج_البلاغه
نامه ٣١ 📗
@Harf_Akhaar
" احترام به خانواده خیلی مهمه… اما نه تا جایی که زندگی خودت نابود بشه. "
بعضی از مردا انقدر میترسن خانواده ناراحت بشن، که خانومشون رو ناراحت میکنن.
انقدر طرفِ خانوادهشون رو میگیرن که شریک زندگیشون کمکم احساس تنهایی میکنه.
ازدواج یعنی تو یه زندگی جدید ساختی،
اینکه اجازه بدی هر کسی برای رابطت تصمیم بگیره و دخالت اشتباهه!
خانواده باید حامی آرامش زندگی باشن،
نه دلیلِ استرس و دعوا.
@Harf_Akhaar
هدایت شده از اطلاع رسانی گسترده حرفهای
+زیاد میای ایتا؟
_آره، خیلی
خب پس وقتتو تلف نکن، بیا توی این کانال یاد بگیر چطور با هوش مصنوعی میشه پول درآورد .فقط با روزانه چند دقیقه وقت گذاشتن💸
لینکش همینه👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/3040870790C5c7136804e
✍🏻خانم خلیلی سالهاست حق بزرگی بر گردن افراد زیادی از جامعه دارن
شاید بی راه نباشه که بگم چند هزار نفر با آموزشها شون مسیر درآمدزاییشون رو پیدا کردن و ده ها نفر هم که دنبال راهی برای درآمدزایی بودن به کمک آموزش های ایشون تونستن وارد این مسیر بشن
⛔️🖐 نکته بسیااااااار بسیااااااار مهم:
امروز به صورت موقت لینک ورود به کانال کسب درآمد از هوش مصنوعی بدون هیچ سرمایه ای
رایگانه👇🏻👇🏻👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/3040870790C5c7136804e
دوستانی که پی وی درخواست داده بودن لینک کانال لینک خانم خلیلی رو دوباره بزاریم
عضو شید حتما فقط برای ۱۰۰ نفره ❌👆🏻
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کسی که فقط بلده از خودش تعریف کنه، بهترین جوابش سکوته
بذار برای خودش بگه... تو لازم نیست تماشاگر باشی.
@Harf_Akhaar
📗 او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشکيل داده بودند. روزى با هم نشسته بودند و گپ مى زدند. در حين صحبتهاشان گفتند: چرا ما هميشه با فقرا و آدمهايى معمولى سر و کار داريم و قوت لايموت آنها را از چنگشان بيرون مى آوريم؟ بيائيد اين بار خود را به خزانه سلطان بزنيم که تا آخر عمر برايمان بس باشد.
البته دسترسى به خزانه سلطان هم کار آسانى نبود. آنها تمامى راهها و احتمالات ممکن را بررسى کردند، اين کار مدتى فکر و ذکر آنها را مشغول کرده بود، تا سرانجام بهترين راه ممکن را پيدا کردند و خود را به خزانه رسانيدند.
خزانه مملو از پول و جواهرات قيمتى و اشياء گرانبها بود. آنها تا مى توانستند از انواع و اقسام طلاجات و عتيقه جات در کوله بار خود گذاشتند تا ببرند. در اين هنگام چشم سر کرده باند به شى درخشنده و سفيدى افتاد، گمان کرد گوهر شب چراغ است، نزديکش رفت آن را برداشت و براى امتحان به سر زبان زد، معلوم شد نمک است!
بسيار ناراحت و عصبانى شد و از شدت خشم و غضب دستش را بر پيشانى زد طورى که رفقايش متوجه او شدند و خيال کردند اتفاقى پيش آمد يا نگهبانان خزانه با خبر شدند. خيلى زود خودشان را به او رسانيدند و گفتند: چه شد؟ چه حادثه اى اتفاق افتاد؟
او که آثار خشم و ناراحتى در چهره اش پيدا بود گفت: افسوس که تمام زحمتهاى چندين روزه ما به هدر رفت و ما نمک گير سلطان شديم، من ندانسته نمکش را چشيدم، ديگر نمى شود مال و دارايى پادشاه را برد، از مردانگى و مروت به دور است که ما نمک کسى را بخوريم و نمکدان او را هم بشکنيم.
آنها در آن دل سکوت سهمگين شب، بدون اين که کسى بويى ببرد دست خالى به خانه هاشان باز گشتند. صبح که شد و چشم نگهبانان به درهاى باز خزانه افتاد تازه متوجه شدند که شب خبرهايى بوده است، سراسيمه خود را به جواهرات سلطنتى رسانيدند، ديدند سر جايشان نيستند، اما در آنجا بسته هايى به چشم مى خورد، آنها را که باز کردند ديدند جواهرات در ميان بسته ها مى باشد، بررسى دقيق که کردند ديدند که دزد خزانه را نبرده است و گرنه الآن خدا مى داند سلطان با ما چه مى کرد.
بالاخره خبر به گوش سلطان رسيد و خود او آمد و از نزديک صحنه را مشاهده کرد، آنقدر اين کار برايش عجيب و شگفت آور بود که انگشتش را به دندان گرفته و با خود مى گفت: عجب! اين چگونه دزدى است؟ براى دزدى آمده و با آنکه مى توانسته همه چيز را ببرد ولى چيزى نبرده است؟ آخر مگر مى شود؟ چرا؟ ولى هر جور که شده بايد ريشه يابى کنم و ته و توى قضيه را در آورم.
در همان روز اعلام کرد: هر کس شب گذشته به خزانه آمده در امان است او مى تواند نزد من بيايد، من بسيار مايلم از نزديک او را ببينم و بشناسم.
اين اعلاميه سلطان به گوش سرکرده دزدها رسيد، دوستانش را جمع کرد و به آنها گفت: سلطان به ما امان داده است، برويم پيش او تا ببينيم چه مى گويد. آنها نزد سلطان آمده و خود را معرفى کردند، سلطان که باور نمى کرد دوباره با تعجب پرسيد: اين کار تو بوده؟
گفت: آرى.
سلطان پرسيد: چرا آمدى دزدى و با اين که مى توانستى همه چيز را ببرى ولى چيزى را نبردى؟
گفت: چون نمک شما را چشيدم و نمک گير شدم و بعد جريان را مفصل براى سلطان تعريف کرد.
سلطان به قدرى عاشق و شيفته کرم و بزرگوارى او شد که گفت : حيف است جاى انسان نمک شناسى مثل تو، جاى ديگرى باشد، تو بايد در دستگاه حکومت من کار مهمى را بر عهده بگيرى، و حکم خزانه دارى را براى او صادر کرد.
آرى او يعقوب ليث صفاري بود و پس از چند سالى حکمرانى در مسند خود سلسله صفاريان را تاسيس نمود. يعقوب ليث صفاري سردار بزرگ و نخستين شهريار ايراني (پس از اسلام) قرون متوالي است که در آرامگاهش واقع در روستاي شاهآباد واقع در 10 کيلومتري دزفول بطرف شوشتر آرميده است. گفتني است در کنار اين آرامگاه بازماندههاي شهر گندي شاپور نيز ديده ميشود.
@Harf_Akhaar
هدایت شده از گسترده امید
🚫خانوما دنبال #ست مجلسی و شیک میگردید؟؟؟؟
کلی کارهای خوشکل سنگدوزی شده
عباهای اماراتی شیک
وپیراهن کارشده از دبی اوردم📣
✅ ۵۰درصد تخفیف
✅️از سایز ۳۶تا۶۰
اگر میخای خاص باشی بزن روی لینک👇
https://eitaa.com/joinchat/2797077795Cdd8462c1b6
https://eitaa.com/joinchat/2797077795Cdd8462c1b6
🛑🛑🛑🛑🛑🛑🛑🛑🛑
همکار بنده است و همه جوره تاییده👆
مانتو صلواتی
تعدادی مانتو به افراد نیازمند رایگان هدیه داده میشود
همه مانتوها در کانال زیر موجود است 👇
https://eitaa.com/joinchat/2797077795Cdd8462c1b6
گاهی اوقات قرارست که در پیله ی درد،
نم نمک "شاپرکی" خوشگل و زیبا بشوی...
گاهی انگارضروری ست بِگندی درخود ،
تا مبدل به" شرابی" خوش و گیرا بشوی...!
گاهی ازحمله ی یک گربه،قفس میشکند،
تا تو پرواز کنی،راهی صحرا بشوی...
گاهی از خار گل سرخ برنجی بد نیست،
باعث مرگ گل سرخ مبادا بشوی...
گاهی ازچاه قرارست به زندان بروی،
"آخرقصه هم
آغوش زلیخا بشوی...
" فروغ فرخزاد "
@Harf_Akhaar