لغاتی که خوب میشناختند چون آنقدر مورد اعتماد قرار گرفته بودند که بدانند چه حرفی بدتر از همه میسوزاند. لغت هایی که سریع میبُرند و تا عمق نفوذ میکنند و آسیبی میرسانند که فقط زمان میتواند آن را بهبود ببخشد، ولی حالا دیگر زمانی نبود.
زیر لب زمزمه میکند : «این مردم.»
-هيچوقت خانواده ای داشتهای؟
ذهنم کاملاً خالی است؛ هیچ فکری در آن جریان ندارد. یک خلأ خاکستری و یکنواخت تمام فضای جمجمهام را پر کرده. خواسته و ناخواسته، تمام فکرها را پس میزنم.