«همهی قصهها، قصهی دستهاست: وقتی چیزی برمیداری، در حال تعادل، در حال اشاره، قلاب شده در هم، در حال ورز دادن، نخ کردن، نوازش، رها شده در خواب، بریدن، خوردن، پاک کردن، نواختن، خراشیدن، گرفتن، پوست کندن، گره زدن، در حال چکاندن ماشه و یا تا کردن.
دارم برای تو مینویسم. حالا به دستهای خودم نگاه میکنم که دوست دارند تو را لمس کنند اما غمگیناند؛ خیلی وقت است که دستشان به تو نرسیده.»
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Before we begin you must all be warned,
Nothing here is vegetarian. 𐂂
ᥲ𝗅ᥲ 𝖻ᥲ𝗌𝗍ᥱ𝗋࿔
Before we begin you must all be warned, Nothing here is vegetarian. 𐂂
در یک اپیزود ویل در جایگاه مامور FBI ناچار یک قاتل رو کشت. در جلسه تراپیش به هنیبال گفت "احساس گناه میکنم؛ اما نه برای کشتنش، برای اینکه کشتنش حس خوبی داشت".
هنیبال گفت "کشتن باید برای خدا هم احساس خوبی داشته باشه، همیشه این کار رو انجام میده. و مگر ما از جنس او خلق نشدیم؟"
ᥲ𝗅ᥲ 𝖻ᥲ𝗌𝗍ᥱ𝗋࿔
شیمی عزیزم. تو خرابی. مادرت خرابه. پدرت خرابه. فرمولهات خرابن. حفظیاتت خرابن. تستهات خرابن. تشریحی
ریاضی عزیزم. تو خرابی. مادرت خرابه. پدرت خرابه. معادلت خرابه. فرمولهات خرابن. تستهات خرابن. تشریحیات خرابن. محاسباتت خرابه. وجودت خرابه. خراب یعنی تو. تو یعنی خراب.