«وقتی که زندگیِ من دیگر چیزی نبود، هیچ چیز به جز تیکتاکِ ساعتِ دیواری دریافتم باید، باید، باید، دیوانهوار دوست بدارم»
فروغ فرخزاد
یکی دیگه از دیالوگای درخشان فرندز وقتیه که راس از ریچل واسه خیانتی که کرده عذرخواهی میکنه ریچل میگه:
«متاسفم نمیتونم ببخشمت آخه تو تنها کسی بودی که باور داشتم هیچوقت بهم آسیب نمیزنه.»
و چه آدمهایی که ما هم توی زندگیمون داشتیم که دربارهشون اینجوری فکر کردیم اما بدترین آسیبها رو ازشون دیدیم.
اما گاهی اوقات پدر و مادرها اون چیزی که دلشون میخواد بچهشون باشه رو بیشتر از اون چیزی که واقعاً هست دوست دارن.