در نهایت متوجه خواهید شد که چیزِ زیادی نمیخواستید، بلکه از شخصِ اشتباهی میخواستید...
این جملات Ellen Everett خیلی قشنگن:
اگه تو دنبال «همیشه» هستی، من باطریهای ساعتم رو درمیاورم تا انگار که زمان ایستاده باشد، با هم در این لحظه بمانیم. من به تو هر ثانیه میگویم «دوستت دارم»، ولی اینجا ثانیه ها وجود ندارند. پس با هر نفس، با هر لبخند، با هر بو. سه میگویم دوستت دارم.
و وقتی مُردم، تو میتوانی ساعتت را کوک کنی تا زمان دوباره به راه بیفتد و بدانی که در لحظاتی که تو مال من بودی، ما بینهایت بودیم.
دلخوش باش به باریکهی نوری که از بین چینهای پرده، روی تخت تابیده. به کتاب نیمهکارهی روی میز. به داغی فنجانت در هوای سرد. دلخوش باش به دو صندلی که هنوز روبهروی هماند. به تنظیم کردن زنگ ساعت برای صبح فردا. به دفترچهی کوچکی که رویاهایت را نگه میدارد! که معنیِ همین ریز ریزهای ساده، شاید «زندگی ادامه دارد» باشد.
آنچه مهم است این است که تاب بیاوریم.
و صبر کنیم تا به چشم خود ببینیم که استعداد بی همتای انسان در اوج تلاش و کوشش، چگونه یک پایان غم انگیز را به پیروزی عظیم و یک وضعیت بحرانی را به فتحی پیروزمندانه بدل میکند.
هدایت شده از 𝑊𝑖𝑙𝑑 𝑅𝑜𝑠𝑒
FarhadFarhad - Asir-e Shab [www.AppAhang.com].mp3
زمان:
حجم:
9M
#music
آهنگ های فرهاد تکه ای از قلبِ منن...
”مردی را پشت اسب دید. مرد یکّه خورد. اسب ایستاد.
«خانم!» درحالیکه روی زمین خم شده بود بانگ برآورد «خانم شما زخمی شدهاید؟»
«من مُردهام، آقا.» پاسخ او بود.“
فکر میکردیم هر دومون توی یک صفحهایم ؛ ولی معلوم شد که داریم دوتا داستان متفاوت میخونیم .
The words i wish i said "