۸ دی، روز فروغ فرخزاد، روز روشنایی واژهها و شور زندگی است.
فروغ، شاعری که از دل تاریکیها، نوری جاودان آفرید و با هر واژه، از تنهایی انسانها سخن گفت. امروز، یاد او را گرامی میداریم؛ زنی که نه تنها شاعر، که صدای زندهی دلهای شیدا و آزاد بود.
باشد که فروغ کلماتش همواره چراغی باشد در راه دلهای جویای حقیقت و عشق.
حسی که مدتها ذهنش را مشغول کرده بود -اینکه از همهچیز در زندگی جا مانده است- ناگهان بر سرش فرو ریخت و او را از پا درآورد. او هیچ کاری نکرده بود، در هیچ چیزی موفق نشده بود، هیچ دستاوردی نداشت و بر هیچچیزی پیروز نشده بود. هنرها او را وسوسه کرده بودند، اما شهامت آن را نداشت که تمام عمرش را وقف یکی از آنها کند و از لجاجت سرسختانهای که برای موفقیت لازم بود، بیبهره بود.
هیچ موفقیتی او را خوشحال نکرده بود و هیچ شوری نسبت به زیبایی، او را به اشرافیت و بزرگی نرسانده بود.
هدایت شده از 𝐻𝑎𝑟𝑣𝑒𝑦
امیدوار هستم سال جدید احساسات جدیدی برایم بیاورد, امیدوارم این حس که تنها هستم با من به سال جدید نیاید. نیست و نابود شود. جای خودش را به خوشحالی بدهد و بگذارد فراموش کند چه کسی هستم.
هدایت شده از قبرستون با حضورافتخاری هرسیلیا.
فصل های ناگفته تاریخ وقتی هیتلر کوکائین میزد و مغز لنین جابجا میشد.″