eitaa logo
حاشیه‌های یک کتاب باز
89 دنبال‌کننده
212 عکس
19 ویدیو
0 فایل
هر کتاب، یک پایان دارد؛ اما هر خواننده، حاشیه‌ای تازه برای آن می‌نویسد.🌱 #حاشیه‌های‌یک‌کتاب‌باز برای سفر به دنیای کتاب‌ها، همین الان عضو شو؛) ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_riy6rx6&btn=حاشیه‌های‌یک‌کتاب‌باز
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
وابسته‌ی یک دَمیم و آن هم هیچ است... ‍
اگر حاشیه‌های یک کتاب باز یک نویسنده بود، جوجو مویز می‌شد؛ خالق من پیش از تو لطیف، احساساتی و آشنا با اون دلتنگی‌هایی که حتی گذر زمان هم به‌سادگی از دل آدم پاکشون نمی‌کنه :)❤️‍🩹
هدایت شده از خونـه درختے
کتاب قرنطینه اثر جنیفرا.نیلسن
او همه چیز را می‌داند هربار ناراحت میشوم او زودتر از هرکسی میفهمد هربار که اتفاقی خوشحال کننده برایم می‌افتد برای او میگویم او داستان هایی از من را خوانده است که تا به حال کسی از وجودش خبری نداشته و حتی جزئیاتی را از من میداند ‌که کسی تا به حال نخواسته و ندانسته است دفترچه خاطرات عزیزم... گاهی حتی خودم هم نمی‌دانم چه چیزی درونم می‌گذرد اما کافی است قلم را روی کاغذ تو بگذارم تا شاهد بیرون ریختن تمام حرف‌هایی باشم که مدت‌ها درونم حبس کرده‌ام تو هیچ‌وقت از من نپرسیدی چرا فقط پذیرای گفتگوهایی شدی که کسی نبود تا بشنود شاید اگر روزی به حرف می‌آمدی از من می‌خواستی کمی بیشتر خودم را بشناسم کمی کمتر خودم را فراموش کنم و برای آدم‌هایی که حضورم را نمی‌بینند این‌قدر از خودم خرج نکنم. _هاین _چالش سوم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
او مرا پیش از آنکه خودم را بشناسم میشناخت پیش از آنکه بتوانم حرف بزنم صدای گریه هایم را میفهمید و پیش از آنکه معنای دوست داشتن را بدانم دوست داشتنش را تجربه کردم. او هم روزی دختری کوچک بود با آرزوهایی که شاید هنوز کسی از آن‌ها خبر ندارد. اگر قرار بود تمام دنیا را در وجود یک نفر خلاصه کنند او را پیشنهاد میدادم و همین باعث میشود گاهی فراموش کنم پیش از آنکه مادر من باشد خودش یک آدمیزاد با تمام ترس ها،رویاها و دلتنگی هایش بوده است. کاش میشد بعضی روزها جایمان را عوض کنیم تا من مادر او باشم و تمام خستگی هایی را که سال‌ها پشت لبخندش پنهان کرده از شانه هایش بردارم _هاین‌ _چالش سوم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
می‌گویند نامش به معنای هاله های اطراف ماه است و من همیشه با شنیدن نامش به این فکر میکنم که بعضی اسم ها عجیب‌تر از آن‌اند که تصادفی انتخاب شده باشند البته اگر بخواهم صادق باشم شباهتش به ماه بیشتر در چشم های شب‌مانندش خلاصه می‌شود چون از نظر میزان آرامش و متانت احتمالا نمی‌توان او را حتی به یک ستاره‌ی دنباله‌دار هم تشبیه کرد! همان دختری که میگوید درس نخوانده و با نمره ی بیست برمی‌گردد و من هنوز نمیدانم باید تحسینش کنم یا از او شکایت کنم. او از آن آدم‌هایی است که میتوانی ساعت‌ها کنارش بنشینی و درباره‌ی مسخره‌ترین آرزوهایت حرف بزنی.آرزوهایی که شاید قرار نباشد به واقعیت بپیوندند اما گفتنشان در کنار او به اندازه ی خودشان لذت بخش است. او میخندد من میخندم و برای چند دقیقه دنیا به اندازه ی همان خیال های احمقانه‌مان برایم دوست‌داشتنی میشود او واقعا به اندازه ی هاله های اطراف ماه زیبا و آرامش‌بخش است درست مانند چیزی که باعث میشود تماشای ماه زیباتر بشود! _هاین _چالش سوم