eitaa logo
دهه هشتادیا ☫ 🇮🇷!
804 دنبال‌کننده
8.6هزار عکس
4.6هزار ویدیو
256 فایل
سلام دهه هشتادی😁🇮🇷 محفل‌هاوساخت‌های‌خودمون‌بازارسال‌بشه‌پلیز🙂‍↕️ کپی‌بقیه‌مطالب؟واجب!🫡 تا‌اینجاکه‌اومدی‌یک‌صلوات‌برای‌ ظهورصاحب‌الزمان‌نمیفرستی‌مومن؟💫 https://daigo.ir/secret/81781734858 می‌شنویم💚 @e_sh_a: ارتباط با خادمین
مشاهده در ایتا
دانلود
[🌻🌙] • • توی کوچه پیرمردی رو دیدم که روی زمین سرد خــوابیده بود. سن و سالم ڪم بود و چیزی نداشتـم تا کمکش کنم؛ اون ‌شب رختخواب آزارم می‌داد! و خــوابم نمی‌برد ازفڪر پیرمرد. رختخوابم را جمــع ڪردم و روی زمیـــن سـرد خـوابیدم می‌خـواستم توی رنــج پیرمــرد شریڪ باشــم. اون شـب ســرمـــا توی بدنم نفـــوذ ڪرد و مـریـض شدم اما روحم شفا پیداکرد. چه مریضی لذت بخشی(: • • -رفاقت‌تا‌شهادتـ • 🌹برای ظهور آقا صلوات یادتون نره🌹
843.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
+میدونی دلم چی میخاد؟ -نه چی؟؟ +یه گوشه از حرم آقا...❤️
|🌿| اگر مهربانے و عفو خداوند نبود..! 🎙⃟🔗¦↫'' 🌸⃟🔗¦↫ :)'' [کپی از مطالب ازاده باذکرصلوات برمهدی ♥️🔗]
•| 🥀 |• انقلابۍبودن‌ڪھ‌به‌چفیه انداختن‌ومزارشہدارفتن‌نیست؛ به‌خسته‌نشدن‌وهرلحظه بیداربودن‌وبه‌دغدغه‌مندبودنه... 📿(: [کپی از مطالب ازاده باذکرصلوات برمهدی ♥️🔗]
«📒🌼» توی خط مقدم، هر وقت بیکار می‌شد یا نوبت نگهبانیش می‌رسید، برای کنکور می‌خوند. خبر قبولیش تو پزشکی دانشگاه تهران، وقتی به خانواده اش رسید که وحیدرضا شهید شده بود!! ✊🏾⃟🔗|✨'' 🥀⃟🔗|🌿" [کپی از مطالب ازاده باذکرصلوات برمهدی ♥️🔗]
دهه هشتادیا ☫ 🇮🇷!
در این عکس یک تابلو هست و روی اون عکس یک شهید بزرگوار 😊🎀 حالا یک چالش 🤩😜 هرکی میدونه اسم این شهید وا
یعنی هیچ کسی نمیدونست 🤔 باشه خودم میگم 😸 جناب آقای محمد معماریان ☺️ دمنوش شهادت گوارای وجودتون 😉
🌷🌷🌷 داستان کوتاه " تجربه شکست " تاجری بود که ورشکست شده بود، روزی یکی از بزرگان برای تصمیم‌گیری در مورد یک موضوع تجاری نیاز به مشاور داشت، از خدمتکاران خود خواست تا آن مرد تاجر را نزد او آورند. یکی از خدمتکاران به اعتراض گفت: اما او یک تاجر ورشکسته است و نمی‌توان به مشورتش اعتماد کرد. وی پاسخ داد: شکست یک اتفاق است، یک شخص نیست! کسی که شکست خورده در مقایسه با کسی که چنین تجربه‌ای نداشته است، هزاران قدم جلوتر است. او روی دیگر موفقیت را به وضوح لمس کرده است و تارهای متصل به شکست را می‌شناسد، او بهتر از هر کس دیگری می‌تواند سیاه‌ چاله‌های منجر به شکست را به ما نشان دهد. وقتی کسی موفق می‌شود بدانید که چیزی یاد نگرفته است! اما وقتی کسی شکست می‌خورد آگاه باشیدکه او هزاران چیز یاد گرفته است که اگر شجاعت خود را از دست نداده باشد می‌تواند به دیگران منتقل کند. وقتی کسی شکست می‌خورد هرگز نگویید او تا ابد شکست خورده است، بلکه بگویید او هنوز موفق نشده است. @Hashtad80ii
🌷🌷🌷 روزی حضرت عیسی (ع) از صحرایی می گذشت. در راه به عبادت گاهی رسید که عابدی در آنجا زندگی می کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد. در این هنگام جوانی که به کارهای زشت و ناروا مشهور بود، از آنجا گذشت. وقتی چشمش به حضرت عیسی (ع) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند. همان جا ایستاد و گفت: خدایا من از کردار زشت خویش شرمنده ام. اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟! خدایا عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر. مرد عابد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناه کار محشور نکن. در این هنگام خداوند به پیامبرش وحی فرمود که به این عابد بگو: ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با این جوان محشور نمی کنیم، چرا که او به دلیل توبه و پشیمانی اهل بهشت است و تو به دلیل غرور و تکبرت ، اهل دوزخ! نقل از محمد غزالی، کیمیای سعادت، ج1 @Hashtad80ii
🌷🌷🌷 ✨آتش و آب و آبرو با هم ✨هر سه گشتند در سفر همراه. ✨عهد کردند هر يکى گم شد ✨با نشانى ز خود شود پيدا ✨گفت آتش به هر کجا دود است ✨ميتوان يافتن مرا آنجا ✨آب گفتا نشان من پيداست ✨هر کجا باغ هست و سبزه بيا ✨آبرو رفت و گوشه اى بگرفت ✨گريه سر داد گريه اى جانکاه ✨آتش آن حال ديد و حيران شد ✨آب در لرزه شد ز سر تا پا ✨گفتش آتش که گريه ى تو ز چيست ✨آب گفتا بگو نشانه  چو ما ✨آبرو لحظه اى به خويش آمد ✨ديدگان پاک کرد و کرد نگاه ✨گفت محکم مرا نگه داريد ✨گر شوم گُم نميشوم  پيدا «رهی معیری» پ.ن: هیچوقت ابروی کسی رو نبرید @Hashtad80ii
داستان زیبای رفاقت یعنی این … دوست دیرینه اش در وسط میدان جنگ افتاده ، می توانست بیزاری و نفرتی که از جنگ تمام وجودش را فرا گرفته ، حس کند.سنگر آنها توسط نیروهای بی وقفه دشمن محاصره شده بود. سرباز به ستوان گفت که آیا امکان دارد بتواند برود و خودش را به منطقه مابین سنگرهای خود دشمن برساند و دوستش را که آنجا افتاده بود بیاورد؟ ستوان جواب داد: می توانی بروی اما من فکر نمی کنم که ارزشش را داشته باشد، دوست تو احتمالا مرده و تو فقط زندگی خودت را به خطر می اندازی. حرف های ستوان را شنید ، اما سرباز تصمیم گرفت برود به طرز معجزه آسایی خودش را به دوستش رساند، او را روی شانه های خود گذاشت و به سنگر خودشان برگرداند ترکش هایی هم به چند جای بدنش اصابت کرد. وقتی که دو مرد با هم بر روی زمین سنگر افتادند، فرمانده سرباز زخمی را نگاه کرد و گفت: من گفته بودم ارزشش را ندارد، دوست تو مرده و روح و جسم تو مجروح و زخمی است. سرباز گفت: ولی ارزشش را داشت ، ستوان پرسید منظورت چیست؟ او که مرده، سرباز پاسخ داد: بله قربان! اما این کار ارزشش را داشت ، زیرا وقتی من به او رسیدم او هنوز زنده بود و به من گفت: می دانستم که می آیی… می دانی ؟! همیشه نتیجه مهم نیست . کاری که تو از سر عشق وظیفه انجام می دهی مهم است. مهم آن کسی است یا آن چیزی است که تو باید به خاطرش کاری انجام دهی. پیروزی یعنی همین. ┄•●❥ @Hashtad80ii
🍃💞🍃💞🍃💞 ❓یک جوان از عالمی پرسید:* *من جوان هستم و نمی توانم نگاه خود را از نامحرم منع کنم...* *چاره ام چیست؟*⁉️ *عالم نیز کوزه ای پر از شیر به او داد و به او توصیه کرد که کوزه را سالم به جایی ببرد و هیچ چیز از کوزه بیرون نریزد و از شخصی درخواست کرداو را همراهی کند و اگر شیر را ریخت؛ جلوی همه مردم او را کتک بزند!* *جوان کوزه راسالم به مقصد رساند و چیزی بیرون نریخت...* ❓*عالم از او پرسید: چند دختر سر راه خود دیدی؟؟* *جوان جواب داد: هیچ! فقط به فکرآن بودم که شیر را نریزم و مبادا جلوی مردم کتک بخورم وخار و خفیف بشوم...* 👈*عالم گفت:* *این حکایت مومنی است که همیشه خدارا ناظر* *بر کارهایش می بیند...* *و از روز قیامت و حساب و کتابش که مبادا در نظر مردم خار و خفیف شود بیم دارد*👌 ┄•●❥ @Hashtad80ii