دعوتنشدی نرو
بهتنگفتن نپرس
ازتنپرسیدن نظرنده
دروغشنیدی خطبزن
بیتوجهیدیدی حذفکن
[ قدرخودتوبیشتربدون ]
دیالوگ ؛
هرکجافهمیدیدرموردتحرفایبیخودمیزننو
قضاوتتمیکننوسعیمیکننپایینبیارنت ، به
جایعصبانیشدن ،بهخودتافتخارکن !
ایننشونمیدهتوازاونابالاتریوگرنهدلیلیبراین
همهحرصخوردنشوننبودهونیست .
برایمنپیشاومدهکهمیگم ..
اونلحظهایکهداریتایپمیکنییهوبهخودتمیای
میگی [ آخهچیوبهکیدارممیگم ] وپاکشمیکنی ..