فقط راستش یکم خجالت میکشم،
آروزی شهادت کنم!..
برا همین میتونم فقط دعا کنم!
دعا کنم منم یروزی مثل شما بشم..
شمایی که تو زندگیتون شبیه شهدا بودین..
نه چندان دلخوری از من، نه چندان دوستم داری،
مرا تا چند میخواهی، بلاتکلیف بگذاری؟..
گاهی دلم برایت آنقدر تنگ میشود که حتی نمیتوانم اسمش را دلتنگی بگذارم؛ این بیشتر شبیه جان دادن است..
مرگِ ما ایکاش پایین پایِ مولا میرسید،
بَه چه آغاز دلانگیزی است، پایان در نجف¹¹⁰