"حیات"
نگو برو به جهنم، نگو خداحافظ..؛
از وقتی وارد حوزه ی شعر و ادبیات شدم، دلم میخواست آقای حامد عسکری رو ببینم و باهاشون همکلام بشم، حالا که امشب ایشون تشریف آوردن شهرِ ما و تو تجمع شرکت کردند، من تو شهر خودم نبودم:/🥀
به قدری شعر هاشون و قلمشون دلنشینه، که من هر دفعه شعر ها و کتابهاشون رو میخونم انگار اولین باره که دارم میخونم؛
حیف شد که امشب رو از دست دادم...
دلم میخواد گریه کنممممممم؛
"حیات"
ما را از رفتنِ جان نترسانید، ما از جان عزیز تر داشتیم که رفت..): پ.ن: ما چند سال با آرزوی دیدار رهب
گاهی دل از غم مالامال میشود...
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاید اگه منم موقع امتحانات اینجا درس میخوندم، آدم شاد و موفقتری بودم..