هدایت شده از - پناهگاهِ پناه ؛
مغزم ، مغزم درد میکند از حرف زدن ، چقدر حرف زدهام ، چقدر در ذهنم حرف زده ام ..
هدایت شده از ܦَ̇ܝܝَ̇ܝ̇ߺܥِ"واژه"✒️
*_ آنجا یک قهوه خانه بود،
اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای.
چرا؟
دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا مینشستیم
و نفری یک استکان چای میخوردیم ؟
عجله... همیشه عجله!
کدام گوری میخواستم بروم؟
«من به بهانهی رسیدن به زندگی، همیشه زندگی را کشتهام»
- محمود دولت آبادی
اگه حالمو بپرسی ..
میگم خوبم چون حوصله ی توضیح دادن ندارم ،
اما اگه بغلم کنی میتونم تا صبح گریه کنم .
با کسایی که مشکل معده دارن
یکم مهربون تر باشین ،
یکم بیشتر مراعاتشونو کنید ..
کوچیکترین فشار عصبی که بهشون وارد شه
دهنشون با معده درد صاف میشه :)))