هِبِه | Hebeh
اگه تا الان گالریمون پر میشد از عکسای صورت پر نورت موقع سخنرانی ها... از الان تا ظهورِ آقا قراره گوش
از روزی که تورو این شکلی دیدم دیگه میلی به زندگی ندارم
هِبِه | Hebeh
=)
دارم درسی رو میخونم که 9 اسفند سر زنگ دینی با بغض دبیر دینی؛ کتاب بسته شد و گفت: بیت زدن . . .
هِبِه | Hebeh
من حرفامو زدم اومدم گریه کنم.. اومدم گریه کنم :)
اومدم از جا موندنم بهت بگم
یادم اومد رقیه ات هم جا مونده بود ..
گوشیت رو باز میکنی و با دو پیام عجیب غریب مواجه میشی :)
حقیقتش اینه که تپش قلب گرفتم..
چون حدود چند ساعت قبل داشتم به امام
حسین می گفتم چی میشد خودت یه کادو تولد بهم بدی :))))