لعنت به فضای مجازی؛ امروز صبح از خواب بلند شدم، از همه جا لف دادم، ناهارو آماده کردم، مثل هر روز گیم زدم، اتاقمو مرتب کردم، گل رز مامانو کامل کردم، آهنگامو پاک کردم، بعد مدتها پامو از اتاق گذاشتم بیرون، بافتم و بافتم و بافتم و هنوز نصف روزم مونده
•. هلن 𓏲 ๋
دومین تلاش برای درست کردن آیسکافی ⊰˚
چند وقت بود به بابام قول داده بودم براش آیسکافی درست کنم؛ خیلی جالب نبود ولی همینکه بابا دوستش داشت برام کافی بود
هدایت شده از آبدوغ⊹۰࣪
به روز صبح پامیشم ،
خیلی رندوم ، دست و صورتمو میشورم ، صبحونه میخورم ، میرم موسیقی تمرین میکنم ، نقاشی میکشم ، ناهار میخورم ، میخوابم ، میرم بیرون اسکیت بازی ، به غروب خیره میشم و شب میشه . من تصمیممو گرفتم . وقتی برگشتم خونه انجام میدم ، دیلیت اکانت میکنم ، سیمکارتمو میکشونم و گوشیمو پرت میکنم از پنجره ، حتی اگه آدرس خونه مونو داشته باشی هم نمیتونی پیدام کنی ، چون من توی یه دشت بزرگ توی خیالاتم دراز کشیدم و کسی نمیتونه پیدام کنه. من میرم جوری که احتمال باریدن برف تو تابستون از احتمال اومدنم بیشتر باشه .
من بودم و گوشهحرم، من بودم و غلتیدن اشکها روی گونهام، من بودم و نوای دستههای عزاداری که میرفتن و میومدن
من و بودم و من بودم و من با حسرت تماشای ضریح. من بودم با امام من، سرور من، و لطف و کرمش.
Mehdi Rasouli ~ UpMusicMehdi Rasouli _ Hala mnamo (320).mp3
زمان:
حجم:
4.3M
ای به قربان اباعبدالله ))
و حالا؟ آفتاب دو ساعتی میشه که بالا اومده، توی ماشین نشستم و خیره به درختای نخل با این خاک مقدس وداع میکنم. یعنی لیاقت دارم یه بار دیگه طلای گنبدت رو از بینالحرمین تماشا کنم؟