eitaa logo
هیئت دانشجویی
3.8هزار دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
296 ویدیو
72 فایل
کانال رسمی قرارگاه هیئت‌های دانشجویی کشور 🔸روابط عمومی برادران @Heyatdaneshjoe_baradaran خواهران @Heyatdaneshjoe_khaharan 🔹من به شما جوان‌های عزیز توصیه میکنم قدر هیئت‌هایتان را بدانید؛ این هیئت‌ها حقیقتاً گنجینه‌ی معتبر و باارزشی است مقام معظم رهبری
مشاهده در ایتا
دانلود
✨ سربازِ تبیین، خادمِ مهدوی ✨ در پناهِ کریمه‌ی اهل‌بیت(س)، جان‌ها را با زلالِ معرفت جلا می‌دهیم تا برای «جهادِ تبیین» در رکابِ حضرت ولی‌عصر(عج) آماده شویم. دوره معرفتی-تبیینی «أنصارُالخامنه ای»، وعده‌گاهِ خادمینِ دغدغه‌مندِ هیئات دانشجویی سراسر کشور است؛ مجالی برایِ تعمیقِ معارفِ مهدوی و بصیرت‌افزایی. 🗓 جدول زمان‌بندیِ برادران و خواهران: 📍 ویژه خواهران: ۲۴ تا ۲۶ تیر| ۲۶ تا ۲۸ تیر| 📍 ویژه برادران: ۲۸ تا ۳۰ تیر | ۳۰ تیر تا ۱ مرداد 💠 نکاتِ مهمِ اجرایی: ۱. هماهنگی استانی: خادمینِ محترم هر استان، جهتِ انتخابِ یکی از بازه‌های زمانی فوق، حتماً با «نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌های استان» و «قرارگاه هیئات دانشجویی» هماهنگی لازم را به عمل آورند. ۲. ایاب‌وذهاب: تمامی امورِ تدارکاتیِ سفر و ایاب‌وذهاب، بر عهده نهاد نمایندگی استان‌ها می‌باشد. ‼️مهلت ثبت نام: ۱۹ تیر 🔗 درگاه ثبت‌نام: https://survey.porsline.ir/s/k4yxJwJM 💬 پشتیبانی و راهنمایی: خادمینِ گرامی، برای هرگونه سوال یا نیاز به راهنمایی، در پیام‌رسان ایتا با آیدی زیر در ارتباط باشید: @poshtibanmahya1405 این مسیر، دعوتی‌ست برای آنان که عَلَمِ تبیین را بر دوش گرفته‌اند. منتظر حضور پرشور و اثرگذار شما هستیم. 🇮🇷🇵🇸 هیئت دانشجویی ایتا | بله | سروش | روبیکا |
‌ ♨️ نماز لیلةالدفن آقای شهیدمان... 🔹روش خواندن نماز لیلة‌الدفن به این صورت است که در رکعت اول سوره حمد و آية‌الکرسی و در رکعت دوم سوره حمد و ده مرتبه سوره قدر می‌خواند و بعد از نماز می‌گويد: 💬 «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْ ثَوابَها إلی قَبرِ فُلانِ بنِ فُلانْ» 👈 (به جای «فلان بن فلان» اسم هر شهید و پدر ایشان گفته شود) 📝 اسامی شهدا به همراه نام پدر:👇 ▪️حضرت آیت‌الله العظمی شهید سید علی حسینی خامنه‌ای، نام پدر: سید جواد ▪️شهید مصباح الهدی باقری کنی، نام پدر: محمدباقر ▪️شهیده زهرا حداد عادل، نام پدر: غلامعلی ▪️شهیده سیده بشری حسینی خامنه‌ای، نام پدر: سید علی ▪️شهیده زهرا محمدی گلپایگانی، نام پدر: محمد جواد 🇮🇷🇵🇸 هیئت دانشجویی ایتا | بله | سروش | روبیکا |
هیئت دانشجویی
باید برخاست 🚩 از خاکسترِ غم، شعله‌ی مقاومت برمی‌خیزد... 🕯️ زمانِ آن است که اشک‌هایِ گران‌بهای ما،
دیدارِ جاودان در بهارِ دل‌انگیزِ سال ۱۴۰۳، هنگامی که نخستین گل‌های امید در باغِ دانشگاه فرهنگیان شکفته بود، تقدیر مرا به جمعِ برگزیدگانِ تعلیم و تربیت کشاند. دوازدهم اردیبهشت، روزی که عطرِ نامِ معلم، چون نسیمِ سحری، فضای ایران را معطر می‌کرد، من — دانشجوی سال اولیِ رسته‌ی معلمی — با کارت دعوت در دست، قدم به حریمِ مقدسِ دیدار گذاشتم. از دروازه‌های امنیتی گذشتیم؛ گویی از گذرگاهِ زمان به سوی ابدیت می‌رفتیم. در کفشداری، کفش‌های خاکیِ روزمرگی را تحویل دادیم و با پایِ برهنه‌ی دل، به سوی پاکی گام نهادیم. شیر کاکائوی گرم، همچون شهدِ محبت، و کیک‌های دست‌پختِ دل‌نشین — نه آن کیک‌های سردِ صنعتی، که لقمه‌هایی از عشق و هنرِ مادرانه — سفره‌ی پذیرایی را رنگین کرد. کارت‌های ورودمان را تک‌تک اسکن می‌کردند؛ من کارت خود را سپردم، اما با محافظِ مهربانِ درگاه، لحظه‌ای همصحبتی کردم و کارت حضورم را — با خنده‌ای دانشجویی که هنوز بوی جوانی می‌داد — باز ستاندم. با قلبی لبریز از شوق و چشمانی نمناک از هیجان، وارد حسینیه‌ی امام خمینی شدیم. ناگاه شمعِ وجودِ رهبر فرزانه درخشید. همه برخاستیم و فریاد «الله اکبر، الله اکبر، خامنه‌ای رهبر» چون رودی خروشان، سقفِ آسمان را شکافت. در آن لحظه، من — جوجه‌معلمی نوپا — در کنار درختانِ تناورِ تعلیم، معلمانِ باتجربه‌ای که هر یک بیش از پانزده بهار خدمت را در کارنامه‌ی افتخار خویش ثبت کرده بودند، نشسته بودم. گویی نسلی نو در سایه‌سارِ تاریخِ تعلیم و تربیت، بال‌های آرزویش را می‌گستراند. پس از گزارشِ دل‌سوزانه‌ی آقای مرادصحرایی، نوایِ مهرِ رهبر بلند شد: «خوشامد عرض میکنم به یکایک شما برادران و خواهران عزیز، معلّمان و پرورش‌دهندگان فضیلت و سازندگان آینده‌ی کشور. به جامعه‌ی معلّمین در سراسر کشور سلام عرض میکنم، روز معلّم را به همه‌ی معلّمان عزیزمان تبریک عرض میکنم و یاد معلّم بزرگ و شهید، مرحوم آیت‌الله مطهّری را که این روز همیشه با یاد ایشان همراه است، گرامی میدارم. این روز، روز دوازدهم اردیبهشت، برای ما یک فرصت است که عرض اخلاصی بکنیم به جامعه‌ی معلّمین کشور؛ هم تشکّر کنیم، هم عرض ارادت کنیم، هم در حدّ توان تکریم زبانی از معلّمان عزیزمان بکنیم — البتّه تکریم زبانی کافی نیست، امّا لازم است ...» این «خوشامد» ساده، چون شرابی گوارا در جانم نشست. و آنگاه که فرمودند «تکریم زبانی کافی نیست»، دریایی از درد و دلسوزی در کلامشان موج می‌زد؛ گویی با تمام بارِ سنگینِ رهبری، از تنگدستیِ معیشتیِ معلمان و نیازهای مادی و معنوی‌شان آگاه بودند. ایشان از «توانمندسازی» سخن گفتند؛ نه فقط توانمندسازیِ جیب، که پیش از آن، توانمندسازیِ جان. معلمی که با عشقِ درونی، با نیّتِ ترسیمِ آینده برای دانش‌آموزان، قدم به کلاس می‌گذارد؛ معلمِ انسان‌ساز، نه فقط درس‌خوان. و سپس، با تأکیدِ ویژه بر دانشگاه فرهنگیان — این مادرِ تربیتِ مربّیانِ نسل آینده — جانم از غرور لبریز شد. من، دانشجوی همین دانشگاه، در پوست خود نمی‌گنجیدم؛ گویی تمام آرزوهایم در یک لحظه به بار نشسته بود. سپس به غزه پرداختند؛ به «اولین مسئله‌ی دنیا». از ایستادگیِ دانشگاه‌های آمریکا و اروپا گفتند، از وحشی‌گریِ صهیونیست‌ها که «سگ هار» بر جانِ کودکان و زنان بی‌گناه افتاده، و از اینکه این جنایات، حقانیتِ شعارِ همیشگیِ «مرگ بر اسرائیل» را بر تارکِ تاریخ نشاند. آمریکا را نیز شریکِ جرم خواندند؛ شریکی که با رفتارش، بدبینیِ ملتِ ایران را به «مرگ بر آمریکا» تبدیل به یقین کرد. --- آن دیدار، هرچند کوتاه — کمتر از دو ساعت — اما چون نگینی ابدی در صدفِ خاطرم ماند. گویی رهبر، با سخنانش، نقشه‌ی راهِ چهار سال دانشجویی و سی سال خدمتِ آینده‌ام را با طلایِ حکمت ترسیم کرد. اما امروز، ای رهبر شهید، ای معلمِ بزرگِ امت! تو رفته‌ای و حسینیه‌ها خاموش. همان‌طور که خود فرمودی، از همان جبهه‌های شوم ضربه خوردیم. بدون تو، آسمانِ ایران غبار گرفته، اما کلماتت همچنان چون ستارگانِ راهنما، در شبِ فتنه می‌درخشند. من مانده‌ام با انبوهی خاطره، با اشکِ حسرت، و با وعده‌ی دیدارِ قیامتی. دیدارِ آن روز که دیگر نه در حسینیه، که در بهشتِ موعود، در محضرِ معلمِ شهیدِ مطهری و در سایه‌ی رهبرِ جاودان، دوباره بنشینیم و بگوییم: «ما هنوز معلم‌ایم، هنوز در کلاسِ عشقِ تو درس می‌خوانیم.» یا مهدی! برسان سلامِ ما را به رهبرمان. به یادِ ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۳، روزی که بهارِ تعلیم، با دیدارِ ابدی‌اش جاودانه شد. امیرحسین کاظمزاد دانشجوی معلم دانشگاه فرهنگیان استان اصفهان، هیئت دانشجویی مکتب‌الولایه دانشگاه فرهنگیان شهید آیت نجف‌آباد 🇮🇷🇵🇸 هیئت دانشجویی ایتا | بله | سروش | روبیکا |
هیئت دانشجویی
باید برخاست 🚩 از خاکسترِ غم، شعله‌ی مقاومت برمی‌خیزد... 🕯️ زمانِ آن است که اشک‌هایِ گران‌بهای ما،
13.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دل ما هم برای شما تنگ میشه آقاجان...🥀🖤 . وعده‌ی ما، ان‌شاالله به‌زودی با ظهور حضرت حجت (عج) محمدرضا عباس‌زاده هیئت دانشجویی عشاق‌الولایه دانشگاه علوم پزشکی کاشان،استان اصفهان 🇮🇷🇵🇸 هیئت دانشجویی ایتا | بله | سروش | روبیکا |
هیئت دانشجویی
باید برخاست 🚩 از خاکسترِ غم، شعله‌ی مقاومت برمی‌خیزد... 🕯️ زمانِ آن است که اشک‌هایِ گران‌بهای ما،
شبیه مادرت آقا شبانه دفن شدی و دلشکسته ز دست زمانه دفن شدی حلال کن که حجاب معاصرت نگذاشت.. که زخمی از حملات رسانه دفن شدی از آن سحر که خبر آمد از شهادت تا به این شبی که در این آستانه دفن شدی ندیده‌ایم در این غم به غیر زیبایی عزیز رهبر من فاتحانه دفن شدی ✍•یاس غلاملو• دانشگاه فرهنگیان شهید شرافت استان تهران، هیئت رهروان زینب(س) 🇮🇷🇵🇸 هیئت دانشجویی ایتا | بله | سروش | روبیکا |
هیئت دانشجویی
باید برخاست 🚩 از خاکسترِ غم، شعله‌ی مقاومت برمی‌خیزد... 🕯️ زمانِ آن است که اشک‌هایِ گران‌بهای ما،
به نام خدا از غبار دوری تا اوج قله‌ها دلنوشته‌ای به رهبر شهیدم🖤 امشب، بیش از هر زمان دیگری، دلم برای تک‌تک لحظاتی تنگ شده است که در میان سختی‌ها و ناملایمات زندگی، لبخندی از ته دل می‌زدید و دل یک ملت را آرام می‌کردید. می‌دانید که چقدر خنده‌های شیرینتان را دوست دارم...؟! به یاد دارم عاشورای سال گذشته را؛ روزی که بدون عصا بر منبر رفتید. چه پاسخ کوبنده‌ای بود، رهبرم! اما جای خالی شما در عاشورای امسال و سال‌های پیش رو را چه کنیم، آقای شهیدم؟ من شما را نه در قامت یک رهبر، بلکه در قامت خورشیدی می‌دیدم که با گرمای وجودتان، دل‌های ناآرام ملت را آرام می‌کردید. اما امروز، در این غبارِ دوری، بیش از همیشه فهمیدم که دلگرمی روزهای گذشته‌مان، مدیون طلوع همیشگی شما بود. روزهایی را به یاد دارم که در اوج تحریم‌ها و تهدیدها، پرصلابت‌تر از همیشه در قاب تلویزیون نمایان می‌شدید و جمله‌ی همیشگی‌تان، جهانی از آرامش را بر دل و قلبمان روانه می‌کرد: «ما فصل مُشبعی را حرکت کرده‌ایم؛ این سربالایی، این شیب تند را عبور کرده‌ایم، به قلّه‌ها نزدیک شده‌ایم. نباید خسته بشویم. امروز روز خسته شدن نیست، روز ناامید شدن نیست؛ روز حرکت است...» اکنون که برای شما می‌نویسم، بغضی عظیم در گلویم نشسته است؛ اما می‌دانم که جایی در آسمان‌ها هستید؛ جایی که ماه هر شب برایتان چراغ روشن می‌کند و ابرها، همچون فرشی نرم، زیر قدم‌های استوار شما پهن می‌شوند. از شما آموخته‌ام که پایانِ حرف، آغازِ عمل است. پس این خداحافظیِ کاغذی را با یک «به امید دیدارِ سربلندی‌های ایران» به پایان می‌برم. نویسنده: سیده یلدا خشنودی دانشجوی پردیس کوثر یاسوج، هیئت الزهراء 🇮🇷🇵🇸 هیئت دانشجویی ایتا | بله | سروش | روبیکا |
هیئت دانشجویی
باید برخاست 🚩 از خاکسترِ غم، شعله‌ی مقاومت برمی‌خیزد... 🕯️ زمانِ آن است که اشک‌هایِ گران‌بهای ما،
بعضی قاب‌ها فقط عکس نیستند؛ تکه‌ای از یک دلتنگی‌اند که برای همیشه در خاطر می‌مانند. پرچم‌هایی که در باد می‌رقصیدند، نگاه‌هایی که پر از اشک و بغض بودند و قدم‌هایی که همه به یک مقصد می‌رسیدند... آزادی آن روز، فقط یک میدان نبود؛ پناه دل‌هایی بود که برای وداع آمده بودند. هر گوشه‌اش روایت عشق، وفاداری و دلتنگی بود. این تصاویر برای من فقط چند عکس نیستند؛ یادگاری‌اند از روزی که فهمیدم بعضی نبودن‌ها، تا همیشه در دل آدم می‌مانند. زهره حسین پور،دانشگاه قائم زنجان 🇮🇷🇵🇸 هیئت دانشجویی ایتا | بله | سروش | روبیکا |