🤍🩵🤍🩵🤍🩵🤍🩵
🤍🩵🤍🩵🤍🩵🤍
🤍🩵🤍🩵🤍🩵
🤍🩵🤍🩵🤍
🤍🩵🤍🩵
🤍🩵🤍
🤍🩵
🤍
عشق تازه 🌱
پارت"18
داشتم از خیابون رد میشودم که یهو یه ماشینی با سرعت نور اومد سمتم و تنها چیزی که حس کردم شوری خون بود .
<حیدر>
کوثر سریع پیچید تو خیابون که فاطمه زهرا اومد پایین که سریع رفتم سمتش و گفتم :
= کی بهش گفته ؟
× بنظرت ؟
= من میرم دنبالش
و سریع رفتم داخل خیابون که دیدم مردم دوره یه جسمی حلقه زدن دعا دعا میکردم کوثر نباشه!
رفتم جلو و با دیدن صحنه ی روبه روم حالم از خودم بهم خورد. کوثرم افتاده بود رو آسفالت ها سریع رفتم سمتش و شروع کردم صدا زدنش :
= کوثرم خانمم عزیزم توروخدا بیدار شو کوثر جان عزیز دلم تو رو جونه من بیدارشو تورخدا بیدارشو
سریع بغلش کردم و با ماشین یکی از اون بنده های خدا خودمون رو رسوندیم بیمارستان .
کوثر رو بردن اتاق عمل و دیگه هیچ خبری ازش نیاوردن تا اینکه دکتر اومد بیرون . سریع رفتم سمتش و گفتم :
= خانم دکتر چی شد ؟حالم همسرم چطوره ؟
□ خداروشکر وارد کما نشودن ولی باید تحت مراقبت های ویژه باشن ولی ریسک اینکه حافظشون رو از دست بدن خیلی بالاست
= یعنی هیچ راه درمانی نداره ؟
□ امیدتون به خدا باشه باجازه
دکتر رفت و بعد از چند دیقه تختی که کوثر توش بود رو آوردن. سریع رفتم بالا سرش و بهش گفتم :
= خانمم نترسیااا من اینجام از هیچی نترس دورت بگردم
پرستار : آقا لطفا برید کنار
از کنار تخت کنار اومدم که یهو دره بخش باز شد و فاطمه زهرا همراه با خانواده ی کوثر و مامان بابای من وارد بخش شدن . علی اومد سمتم و گفت :
÷ چیشده ؟ خواهرم کجاست ؟ با تو ام حیدر خواهرم کجاست ؟
سرم رو انداختم پایین که علی نشست رو صندلی .
مادر کوثر اومد جلو و گفت:
_ پسرم دخترم کجاست ؟ چه اتفاقی براش افتاده چرا اینجوری شده ؟
= بخدا منم نمیدونم نمیدونم نمیدونم
نویسنده : حزبـ اللهـے ³¹³
کپی:نه
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه حس خوبی😉
چه جوری تحویل می گیرن...
اُخت الرِضا🌱
هدایت شده از مِــــرصــــٰاد ⁵⁹🎒
397.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
بفرست برای همسفر اربعینت :)!♥️🥲
@marsad313
امسال یه حسه دیگی دارم مثل دوسال پیش نیست اینقدر خوشحالم که دارم بال در میارم 🥺🩹❤️🩹
اُخت الرِضا🌱
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وا محمدا💔
حسین رسید به کربلاا
-دوم محرم سالروز ورود امام حسین به کربلا
اُخت الرِضا🌱