eitaa logo
سِتیآ:)
503 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
810 ویدیو
2 فایل
دنیای یه خادم دهه هشتادی 🦋•° آغاز¹⁹'¹'¹⁴⁰⁴🌱 پایانمون:انشاالله شهادتمون🌱 کپی ""صلوات برای ظهور آقا "" راستش جای شکرش باقیست علی رغم تمام غفلت ها ذره ای به تو فکر میکنم آقا...🙃 کاری داری در خدمت هستم: @hezbollAh3138
مشاهده در ایتا
دانلود
نماز‌در‌بهشت= گنبد شاه نجف+ حرم بابا علی+ ایوون‌ طلا + دُر نجف چه شود❤️‍🔥✨
فاش می گویم و از گفته خود دلشادم بنده عشقم و از هر دو عالم ازادم🦋🤍
‌ شاید بشود گفت که شاهانه گداییم بیمه شده‌ی حرز جواد بن رضاییم :)🧡
+حقق
و ناگهان دلت می‌گیرد از فاصله بین آنچه می‌خواستی... و آنچه که هستی:)!!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🤍 _زینبببب زود باش ساعت 3 باید اونجا باشیمااااا . چشممم بخدا اومدم یه لحظه وایسیننن هرچی بدستم میومد رو داشتم میریختم تو کوله ام و چون خیلی خیلی با سلیقه ام همه چیم گم شده بود، حتی گیره ی روسریم. مامان دیشب مجبورم کرد چمدونمو جمع کنم و فقط کوله ام بمونه . یه شلوار سیاه جین دم پا گشاد پوشیدم‌و یه پیرهن پسته ای . و رو شال سیاهم طلق گذاشتمو مثل همیشه لبنانی بستمش . صورت من از بچگی گرد بود و وقتی طلق مینداختم از نظر خودم که خیلی خوب میشد . زود چادر عربی مو پوشیدم و کوله بدست رفتم پایین . برای چندمین بار بود که تنهایی با دوستام داشتیم میرفتیم مسافرت و هربار بیشتر از قبل شوق داشتم. اونم کجا.... مشهدددددد ،قرار بود شیش روز اونجا بمونیم . شبش اصلا نتونستم از شوق زیاد بخوابم ولی خوب من هیچوقت چشمام خستگی یا خواب الودگی رو نشون نمیداد. حتی وقتی یه عالمه گریه میکردمم سرخ نمیشد و پف نمیکرد . اومدم که سوار ماشین شم داداش امیرعلی با حالت تمسخر گفت: _یکمم میمومدی زینب خانم عجله کار شیطونه منم بی اعتنا به حرفش سوار ماشین شدم . داداش تازه از دانشگاه برگشته بود . دانشگاهش یه شهر دیگه است و نمیتونه زود زود بیاد پیشمون چون توی دانشگاه نظامی درس میخونه و اونجا خیلی زیادی بهش سخت میگیرن،تا به قول بابا مرد بار بیاد . دوره ی عمومی اش تموم شده بود و قرار بود کل تابستون و محرم رو خونه بمونه .