🖤 آقاجونم...
دلم گرفته برای دلِ همیشه داغدارت...
کاش بودم و برات یه گوشهی این غصه رو گریه میکردم...😭
🕊️ شهادت اربابت تسلیت، صاحبدلِ بیقراریها...
اُخت الرِضا🌻
🤍🩵🤍🩵🤍🩵🤍🩵
🤍🩵🤍🩵🤍🩵🤍
🤍🩵🤍🩵🤍🩵
🤍🩵🤍🩵🤍
🤍🩵🤍🩵
🤍🩵🤍
🤍🩵
🤍
عشق تازه 🌱
پارت:22
بیش از حد خوابم میومد . روبه حیدر گفتم :
+ حیدر من خوابم میاد
= خب بگیر بخواب
+ آخه الان وقت خواب نیست که
= تو بخواب عزیزم چیکار ساعت داری
+ پاشه پس شب بخیرررر
سرم رو گذاشتم رو بالشی که داخل هال بود و سریع خوابم برد .
< حیدر >
باورم نمیشود که کوثر بارداره . اون بدنش خیلی ضعیفه اصن کشش نداره . توکل بخدا چی میشه کرد . به چهره ی غرق خوابش خیره شدم . چقدر مادر شدن بهش می یومد . کنارش به پهلو دراز کشیدم و به صورتش خیره شدم .
< دوهفته بعد >
خدایاااا صبرم بدههه. آخه این چه وضعشه همش گریه میکنه.
= کوثر بخدا اگه بخوای اینجوری کنی نمیرم
+ نه توروخدا بیا برو منو بچت که برات مهم نیستیم
= وای کوثر دیوونم کردی تو یه سر میخوام برم شیراز نمیخوام برم قله ی قاف که !
+ اره ۲ هفته میشه یه سر زدن ... اصن من دیگه کاری با تو ندارم اصلا... اصلا شب بخیر .
= قابله ذکره که هنوز ساعت ۴ بعد از ظهره
+ مسخرم میکنی ؟ من دیگه واقعا قهرم
= وای کوثررر چرا اینجوری شدی ؟
= چه جوری شدم ؟ لابد غر غرو شدم ؟
= دقیقا شدی کمی این پیره زناا
+ تو چرا منو درک نمیکنی ؟ من یه زنم از همه مهم تر الان حامله ام چرا نمیفهمی به توجه ...
آخ ... آی
= جانم جانم چیشده دورت بگردم خوبی؟
+ آخ دلممم درد میکنه
= بیا بشین بیا
کوثر نشست رو مبل و من سریع جلوش زانو زدم تا هم قدش بشم :
= چشیدی عزیزدلم ؟
+ انقدر حرصم دادی بچم عصبی شد
نویسنده : حزبـ اللهـے ³¹³
کپی:نه
🤍🩵🤍🩵🤍🩵🤍🩵
🤍🩵🤍🩵🤍🩵🤍
🤍🩵🤍🩵🤍🩵
🤍🩵🤍🩵🤍
🤍🩵🤍🩵
🤍🩵🤍
🤍🩵
🤍
عشق تازه 🌱
پارت"23
< ۱۰ ماه بعد >
از شدت خوشحالی میخواست گریه ام بگیره . امروز رفتم جواب آزمایش رو گرفتم مثبت بود . باورم نمیشه یعنی الان قراره یه نفر دیگه بهمون اضافه بشه اونم چی دختررر.
اولین کاری که کردم زنگ زدم فاطمه زهرا :
+ الوو سلام زن داداش
× سلاممم خوبی ؟
+ من که عالیمممم خیلی خوبمم
× چیشده ؟
+ به نظرت ؟
×برای دانشگاه فرهنگیان قبول شدی ؟
+ نوچ ..... قراره .... زن دایی بشییی
× چییی؟ وایییییی خوداااا
+ آروم گوشم رفت
× وای تبریک میگم بهت اجی گلممم
+ ممنوننن
× علیییییی علیییییی.....داری دایی میشییی
+ وای دختر آبروم رو بردییی
× علی میخواد باهات حرف بزنه
+ باشه گوشی بده بهش
÷ الوو کوثرررر وایی باورم نمیشههه
+ هیششش آروم تو که بدترییی
÷ حالا چطور به حیدر میگی ؟
+ به اونشم فکر کردم
÷ باشه پس به ما هم خبر بده
+ باشه کاری نداری ؟
÷ نه مامان مهربون خدافظ
+یاعلی
گوشی رو قطع کردم و رفتم بیرون از آزمایشگاه . از سره راه یه لبلس نوزاد خریدم و رفتم خونه.
سریع خونه رو تمیز کردم و زنگ زدم حیدر و صدام رو بی حال کردم :
= الو خانمم؟
+ الو حیدر کجایی ؟
= چیشده عزیزم ؟ خوبی ؟
+ سرم گیج میره میشه زودتر بیای ؟
= باشه فدات بشم الان اومدم یاعلی
+ یاعلی
سریع پریدم و لباسم رو عوض کردم . عبای آبیم رو با روسری هم رنگش رو پوشیدم و لباس نوزاد رو گذاشتم رو نیز عسلی و روش نوشتم :
بابایی دختر دار شدنت موبارک 🥹❤️🩹
و رفتم آشپزخونه قایم شدم که بعد از تقریبا ۱۵ دیقه حیدر اومد تو و صدام زد :
= خانم ؟ کجایی ؟.... این چیه ... بابایی دختر دار شدنت موبارک !!!
+ .... سلام بر پدر آینده
= کو... کوثر ... خداییی ؟
+ اوهوم
= وای خدایا شکرت دارم دختر دار میشممم
+ آروممم باش
= چند وقته ؟
+ ۴ ماه
= وایییی خداااا .... دور سرت بگردم من الهی
+ آخ حیدر اروم چلوندیم دلم درد گرفت
= ببخشید خانمم خیلی محکم بغلت کردم
سری با خنده به اینطرف و اون طرف تکون دادم
نویسنده : حزبـ اللهـے ³¹³
کپی:نه
🤍🩵🤍🩵🤍🩵🤍🩵
🤍🩵🤍🩵🤍🩵🤍
🤍🩵🤍🩵🤍🩵
🤍🩵🤍🩵🤍
🤍🩵🤍🩵
🤍🩵🤍
🤍🩵
🤍
عشق تازه 🌱
پارت"24
بعد از جمع کردن رخت خواب ها موهام رو بستم و با یه بسم الله وارد آشپزخونه شدم . خب چی درست کنم ؟
تو فکر بودم که یهو صدای گوشیم بلند شد .
علی بود . جواب دادم :
+ سلام داداش خوبی؟
÷ سلام بر خواهر گرامی من خوبم شما خوبی ؟
+ منم خوبم کاری داشتی داداش ؟
÷ اره میخواستم یه سر بیام خونتون درباره ی یه موضوعی با هم حرف بزنیم
+ باشه بیا ببینم چی شده
÷ چشم بیزحمت در رو باز کن
+ وااا دمه دری ؟
÷ اره دیگه بدو پختم
+ باشه
گوشی رو قطع کردم و رفتم در رو باز کردم . علی اومد تو بعد از سلام علیک رفت نشست رو مبل .
خداروشکر تو این چند سال جهزیه ام رو خریده بودم فقط مونده بود یخچال و گاز که اونم حیدر زحمتشو کشید .
علی نشست و گفت :
÷ میشه بشینی ؟
+ چشممم .... چی شده ؟
÷ اممم میخواستم ... میخواستم بگم که من میخوام زن بگیرم
+ چی شددد ؟ تو زن بگیری ؟
÷ اره مگه چیه ؟
+ آخه تو همیشه از زن فراری بودی
÷ حالاکه فراری نیستم میخوام ازدواج کنم .
+ حالا کی هست این خانم خوشگل ؟
÷ فاطمه زهرا خانم دوست شما
+ فاطمه زهرا ؟
÷اوهوم مگه چیه ؟
+ وایبیی خیلی خوبهههه عالیههه عالییی
÷ خب دیگه سلیقم خوبه
÷ چیکار سلیقه ی تو دارم فاطمه زهرا کلا گلههه خوشگلهه ماه شبه چهارده
÷ من گوریلم لابد ؟
+ نخیرم شما هم خوشگلی
نویسنده : حزبـ اللهـے ³¹³
کپی:نه