در جمع اصحاب نشسته بود
ناگهان فرمود :
مراقب تُنگ های بلور باشید
سپس لبخندی زد و ادامه داد :
دختران را میگویم 🤍 : ) .
- پیامبر رحمت ص .
اُختُ الرِضا🌱
[ یک عاشقانهی کوتاه ]
بهم گفت تو که انقدر تو عشق و عاشقی
خوب مشاوره میدی ،
خودت تا حالا کسی رو دوست داشتی ؟
گفتم چطور دوست داشتنی ؟
گفت اینکه خندهاش از تو ذهنت پاک نشه .
اینکه وقتی میبینیش دست و پات رو گم کنی .
اینکه وقتی تو زندگیت نباشه هیچ بودنی به چشم نیاد .
تو چشماش نگاه کردم و لبخند زدم .
بعد از چند لحظه زد زیر خنده و
گفت چه سوالی پرسیدما : ) .
آخه توام مگه احساس داری دیکتاتور ؟
قهوه ت رو بخور .
شروع کردم به هم زدنِ قهوهی بدون شکر !
اون نمیدونست خندهاش خیلی وقته
از ذهنم پاک نمیشه .
نمیدونست دست و پا که هیچی ،
وقتی میبینمش همهی وجودم رو گم میکنم .
نمیدونست چون تو زندگیم نیست ؛
هیچ بودنی رو نمی بینم .
می تونه در باره رفیقمون هم باشه
-اُختُ الرِضا🌱
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دنیا مگه به شما هیئتی ها فشار نمیاره؟
اُختُ الرِضا🌱
کربلایی حسین طاهریشور آرزوی نوکره.mp3
زمان:
حجم:
20.9M
بزار بیام کربلا حالم سر جاش بیاد :)
اُختُ الرِضا🌱