هدایت شده از از ارشیو کانال عاشقان امام حسین(س)
❗️چه کسی عامل بیاعتمادی و بیحرمتی به روحانیت شده است ؟
🔹چند سالی است به شیوههای مختلف اینگونه القا میشود که روحانیت دیگر در بین افراد جامعه جایگاه خود را از دست دادهاند! افرادی که چنین میگویند با استفاده از برخی رویدادها از جمله حمله به چند طلبه و... آن را دلیلی بر مدعای خود یافتهاند.
در همین رابطه آقای علوی بروجردی (نوه دختری مرحوم آیتالله بروجردی) به همین مضمون اظهاراتی داشته که مورد استقبال رسانههای جریان اصلاحات و انحراف قرار گرفته است.
✅ واقعیت چیست؟
🔹 فاصله گرفتن مردم از روحانیت اصیل ادعای باطلی است که برخی آن را تکرار میکنند در حالیکه قرائن ضد آن را نشان میدهد. تشییع با شکوه آیتالله ناصری، جمعیتهای انبوه در هنگام منبر سخنرانان سرشناس (که قبل از انقلاب نظیر آن در مقیاس بسیار کمتری تنها برای مرحوم کافی یا نهایتاً مرحوم فلسفی اتفاق میافتاد)، و... از نمونه این قرائن است. البته حمله به روحانیت و اذیت و آزار آنها امر تازهای نیست، از کشتن شیخ فضل الله نوری و کف زدن برای آن در تهران گرفته تا حمله به آخوندها و طلبهها در قم (داستان مقابله امام خمینی در جوانی با این اراذل یادآوری میشود)
🔹 اما اگر جایگاه روحانیت در نگاه "برخی از مردم" متزلزل شده دلایل مختلفی دارد:
✅اینکه برخی روحانیون (عمدتاً سیاسی) خود را تافته جدا بافته ببینند و در حالیکه مردم را به ساده زیستی دعوت میکنند، خود در ولنجک و نیاوران زندگی میکنند و استخر روزانهشان فراموش نمیشود!
✅اینکه به دیگران مسئله محرم و نامحرم را بگوییم اما با زنان ایتالیایی و داخلی دست بدهیم و به اسم اینکه ما روشنفکر دینی هستیم در قبال حجاب نه تنها موضع مثبت نگیرند بلکه در برابر حکم خدا میایستیم و خبرنگاران و منشیهای دفتر را بی حجاب دور خودمان جمع میکنیم و در کوهنوردی با زنان بیحجاب سلفی بگیریم!
✅اینکه به احکام اسلامی و نظام اسلامی توهین بشود، عوض اینکه از آن دفاع کنیم، به نیروهای ارزشی حمله کرده و افراطی بنامیم.
✅اینکه به دروغ به مردم بگوییم من هم مثل شما جمعه فهمیدم و صدها مورد دیگر .... دلایلی هستند که اعتماد مردم را خدشهدار کرده است.
✅اینکه در جمهوری اسلامی نامزد ریاست جمهوری آن، علناً تحصیل در حوزه را بیسوادی تلقی میکند و هم مسلکان او به جای عتاب برایش کف میزنند!
❗️بله اینهاست که در کنار توپخانه رسانهای و شبانه روز دشمنان علیه روحانیت، لبه دیگر قیچی شده و برخی (از جمله برخی متدینان و حتی انقلابیها) را به این نهاد مقدس دینی بدبین میکند.
✍️ سعید میرزایی (با اضافه و ویرایش)
🟢اَللّهُمَّعَجِّللِوَلیِّکَالفَرَج🟢
🆔لینک کانال👈 @Hfadayat
هدایت شده از از ارشیو کانال عاشقان امام حسین(س)
🔴جنایات رضاشاه
🔹جنایات وحشیانه افسران رضاخان بر ضد مردم لرستان شاید در تاریخ بشریت بیسابقه .باشد. ویلیام.او داگلاس آمریکایی از زبان یک پیرمرد لرستانی مینویسد: پیرمرد به سخنان خود چنین ادامه داد: سرهنگ چندین نفر از جوانان ما را که اسیر کرده بود جمع کرد و بلافاصله دستور داد با زغال آتش روشن کنند من فوراً متوجه شدم در حال تدارک چه جنایت فجیعی است. او دستور داد یک طاوه آهنی بزرگ آماده کنند و طاوه را روی آتش بگذارند تا خوب تفته و قرمز رنگ بشود. آنگاه داد یکی از جوانان لر را بیاورند دو نفر سرباز دستهای جوان را محکم گرفتند و سومی هم با یک شمشیر تیز در عقب او ایستاد؛ سپس با اشاره، سرهنگ سرباز جلاد با شمشیر سر جوان را قطع کرد؛ هنگامی که سر از بدن جدا شد و به کناری افتاد؛ سرهنگ فریاد کشید، بدو بدو و همزمان یکی از افراد طاوه سرخ شده را روی گردن بریده چسباند. جسد بی سر از جا بلند شد و یکی دو قدم دوید و بعد افتاد.
🔹سرهنگ مثل اینکه از این عمل شنیع خود رضایت حاصل نکرده باشد فریاد کشید آن جوان بلند قد را بیاورید؛ فکر میکنم که او بهتر از اینها بدود. خلاصه آن بیچاره را هم آوردند و این بار با دقت بیشتری سر او را بریدند و طاوه آهنی را روی گردن بریده محکوم قرار دادند، به طوری که این بار جسد بی سر توانست یکی دو قدم بیشتر بدود. خلاصه این عمل سبعانه ادامه پیدا کرد تا اینکه یکبار سرهنگ خودش شخصاً در این عمل شرکت کرد و اینبار خود مسئولیت گذاشتن طاوه آهنی تفته را روی گردن محکوم قبول نمود؛ ولی چون او به موقع نتوانست طاوه را روی گردن بریده قرار دهد لذا وقتی جلاد سر محکوم را از تن جدا کرد خون از گردن محکوم در حدود یک متر فواره زد و سر و روی او و همه اطرافیان را خونی کرد. پس از این که چند نفری از جوانان با این وضع فجیع کشته شدند. فکر تازهای در مغز دیوانه سرهنگ خطور کرد تا بر سر بی سر شرطبندی کنند و بر سر تعداد قدمهایی که اجساد میتوانند بدوند برد و باخت راه بیندازند.
🔹خلاصه این جنایت بارها و بارها تکرار شد تا آنجا که بالاخره اجساد و سرهای همه محکومین هر کدام یک طرف روی زمین تلنبار شد. گفتنی است که هر بار که این عمل وحشیانه انجام میشد خود سرهنگ و افسران و درجهداران و سایر افراد مثل تماشاچیان مسابقه فوتبال با دست زدن و هورا کشیدن و هلهله دوندگان بی سر را تشویق میکردند که قبل از افتادن هرچه بیشتر بدوند. پیرمرد که از فرط خشم و غضب صورتش به زردی گراییده بود مکثی کرد و من از این فرصت استفاده کردم و پرسیدم خب بالاخره در این مسابقه دو اجساد برنده چه کسی بود؟ او چند دقیقهای سکوت کرد. سپس گفت: سرهنگ در اغلب شرطبندیها برنده شد. فکر میکنم او فقط در یکی از شرطبندیها که جسد توانست پانزده قدم بدود هزار ریال برنده شد.
📚سرزمین شگفتانگیز و مردمی مهربان و دوست داشتنی، ویلیام.او داگلاس، ص175
🆔لینک کانال👈 @Hfadayat