eitaa logo
کانال امام حسین (علیه السلام)
2.2هزار دنبال‌کننده
18هزار عکس
10هزار ویدیو
35 فایل
@حسین ساجدی@ "سخنران و روضه خوان اهل بیت(س)" @کارشناس مذهبی @ @مشاور امور خانواده.....@ @فعال فرهنگی و اجتماعی@ @لینک کانال: (Hfadayat@)@ (مطالب کانال:مذهبی؛معنوی؛علمی؛تربیتی وسیاسی) پل ارتباطی: ۰۹۱۸۴۸۸۶۶۸۰
مشاهده در ایتا
دانلود
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لازمه ی فاصله گرفتن از آدم های... ♥️🌱 کانال عاشقان امام حسین علیه السلام @Hfadayat
22.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥داستان عجیب گله از امام زمان (عج) ♨️ واقعا فوق العاده است این داستان کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻 @Hfadayat
سُفره دار باش بذاراز کنار تو بقیه ام نون ببرن خدا می بینه حال میکنه سفره تو بزرگتر میکنه هوای دورو بری هاتونو داشته باشید. فقط برای خودت نخواه 🌸🍃🌸🍃عضویت در کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻 @Hfadayat
~🦋~ گل باش!🌹 به گل آب بدی گلاب می ده؛ ✨ یعنی همون چیز، بهترش رو به شما برمی گردونه🥰 خدا دوست داره مثل باشیم😍 یعنی هرکس به ما محبتی کرد با محبت بیشتر پاسخ بدیم❤️ "وَ اِذا حُیِّیتُم بِتَحیَةٍ فَحَیُّوا بِاَحسَنَ مِنها؛ هنگامی که شما را احترام کردند شما زیباتر احترام کنید"🌷 👇👇 ┏━━━🍃🕊🌹🕊🍃━━━┓ 🌸🍃🌸🍃عضویت در کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻 @Hfadayat
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📜 میثم برده زنی از بنی اسد بود. علی علیه‌السلام او را خریداری کرد و آزاد نمود ولی او به گونه ای دیگر اسیر شد، اسیر ولای علی، اسیر محبت و عشق مولا وى شیفته آن بود که از محضر امیرمؤمنان على عليه السلام علم و حکمت بیاموزد. از این رو دل و جان خود را دربست در اختیار معارف علوم علوى گذاشت. نحوه شهادت میثم تمار: عبیدالله بن زیاد والی کوفه شد و وارد کوفه شد، هنگام ورود پرچمش به درخت نخلی آویخت و پاره شد. او این اتّفاق را به فال بد گرفت و فرمان داد تا آن نخل را قطع کنند. مدتی بعد میثم تمار به پسرش صالح گفت: میخی آهنین بردار و نام من و پدرم را روی آن حک کن و آن را بر تنه همان درخت بکوب. چند روز که از آن جریان گذشت، گروهی از بازاریان کوفه نزد میثم رفته و گفتند: ای میثم، برخیز و با ما بیا تا به نزد امیر عبیدالله بن زیاد برویم و از ظلم مسؤول بازار شکایت کنیم. میثم می‌گوید: هنگامی که نزد امیر آمدیم من سخنگوی آن گروه شدم. امیر کاملاً به سخن من گوش داد و از تواناییم در سخن دانی در شگفت شد. در این هنگام بود که عَمر و بن حُرَیث به عبیدالله بن زیاد گفت: امیر به سلامت باد! آیا این گوینده را می‌شناسی؟ عبیدالله گفت: مگر او کیست؟! عمرو بن حریث گفت: این میثم تمّار است؛ همان دروغ گوی دوستدار دروغگو... میثم می‌گوید: در این هنگام، امیر که نشسته بود کمر راست کرد و روی به من نمود و گفت: او چه می‌گوید؟! گفتم: دروغ می گوید. امیر به سلامت باد! بلکه من راستگوی دوستدارِ راستگو، علی بن ابی طالب، امیرِ بر حقّ مؤمنان هستم. عبیدالله بن زیاد برآشفت و به من گفت: یا از علی بیزاری می‌جویی و از بدی‌هایش می‌گویی، یا این دست‌ها و پاهایت را قطع و تو را مصلوب می‌کنم. در این لحظه میثم به گریه می‌افتد. عبیدالله بن زیاد به میثم گفت: از سخنی به گریه افتاده‌ای که هنوز عملی نشده؟! میثم پاسخ می‌دهد: والله که نه از این سخن می‌گریم و نه از عملی شدن آن؛ بلکه از این می‌گریم که سال‌ها پیش وقتی که مولایم این تصمیم تو را به من خبر داد، در دلم شک افتاد. عبیدالله بن زیاد می‌گوید: مگر او به تو چه گفته بود؟ میثم پاسخ می‌دهد: روزی به در خانه او (یعنی امام علی) آمدم درحالی که علی علیه السلام خواب بود، صدا زدم: بیدار شو ای به خواب رفته! والله که محاسنت از خون سرت رنگین خواهد شد. حضرت از خواب بیدار شد و فرمود: راست می‌گویی و تو نیز بدان که والله دست‌ها و پاها و زبانت قطع ‌شود و مصلوب ‌شوی. من گفتم: چه کسی با من چنین می‌کند ای امیر المؤمنین؟! حضرت فرمود: آن گستاخِ زنا زاده، آن پسرِ کنیزِ زناکار، عبیدالله بن زیاد تو را دستگیر و با تو چنین می‌کند. پس از این سخنانِ میثم، عبیدالله بن زیاد با قلبی پُر کینه گفت: والله که دست‌ها و پاهایت را قطع می‌کنم، ولی زبانت را رها می‌کنم تا تو و مولایت را تکذیب کرده باشم. آن‌گاه به فرمان او دستها و پاهای میثم را قطع می‌کنند و سپس بیرونش می‌برند و مصلوبش می‌کنند. در همان حال، میثم تمّار شروع به گفتن فضائل علی علیه السلام برای مردم می‌کند. عمرو بن حریث به عبیدالله ابن زیاد خبر می‌دهد که اگر سخنان میثم ادامه پیدا کند، خوف شورش کوفیان می‌رود، لذا باید دستور بدهد تا زبانش را ببرند. عبیدالله نیز فرمان می‌دهد. مأمور نزد میثم می‌آید و می‌گوید:ای میثم! زبانت را بیرون بیاور که امیر به من فرمان داده تا آن را قطع کنم. میثم می‌گوید: مگر آن پسرِ کنیزِ زناکار گمان نکرده بود که من و مولایم را تکذیب می‌کند؟! بیا زبانم را بگیر و آن را قطع کن. آن مأمور زبان میثم را قطع می‌کند و میثم مدّتی در خون خود می‌غلتد تا آن که از دنیا می‌رود. صالح، فرزند میثم تمار می‌گوید: چند روز بعد که از آن‌جا عبور می‌کردم، دیدم که پدرم بر همان تنه نخلی که آن میخ را بر آن کوفته بودم مصلوب شده است. 🌸🍃🌸🍃عضویت در کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻 @Hfadayat
🌸🍃🌸🍃عضویت در کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻 @Hfadayat
➖الماس از تراش و انسان از تلاش می درخشد! ➖صادق باش هنگامی که فقیری ! ➖ساده باش وقتی که ثروتمندی ! ➖مودب باش وقتی در قدرتی!👌 🌸🍃🌸🍃عضویت در کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻 @Hfadayat
دیدین تا یه گناهی انجام میدیم سریع شیطون میاد میگه: دیدی خراب کردی؟ تو درست بشو نیستی! اصلا تو ماله این حرفا نیستی! آب از سرت گذشته! دیگه خدا هم تو رو نمیبخشه.‌‌. و... حالا ببینیم خوده خدامون چی میگه:🙂 سوره ی زمر۳۹: ای بندگان من که [با ارتکاب گناه] بر خود زیاده روی کردید! از رحمت خدا نومید نشوید، یقیناً خدا همه گناهان را می آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. ببین‌خودش‌داره‌میگه‌همشووو‌میبخشم:) حالا دیگه خودتی که تصمیم میگیری به حرف شیطون گوش بدی یا به حرف خوده خدا..! 👇👇 ┏━━━🍃🕊🌹🕊🍃━━━┓ 🌸🍃🌸🍃عضویت در کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻 @Hfadayat
🔴 هرگاه درنمازت عجله کردی ، و خواستی زود آن را به پایان برسانی تا به سایر کارهایت برسی... 🍃 بیاد بیاور 🍃 ✅همه آنچه که میخواهی بعد از نماز به آنها برسی و همه آنچه که میترسی از دست بدهی... ✴️ همه به دست آن ذات یکتایی است که در مقابلش ایستاده ای... 🌸🍃🌸🍃عضویت در کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻 @Hfadayat
چهره های خندان ، به معنای حضور نداشتن غم و اندوه نیست بلکه به معنای توانائی برخورد با آنهاست. پر توان باشید😊☺️ 🌸🍃🌸🍃عضویت در کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻 @Hfadayat