eitaa logo
کانال امام حسین (علیه السلام)
2.2هزار دنبال‌کننده
18.1هزار عکس
10هزار ویدیو
35 فایل
@حسین ساجدی@ "سخنران و روضه خوان اهل بیت(س)" @کارشناس مذهبی @ @مشاور امور خانواده.....@ @فعال فرهنگی و اجتماعی@ @لینک کانال: (Hfadayat@)@ (مطالب کانال:مذهبی؛معنوی؛علمی؛تربیتی وسیاسی) پل ارتباطی: ۰۹۱۸۴۸۸۶۶۸۰
مشاهده در ایتا
دانلود
کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻 @Hfadayat
❇️بسم الله الرحمن الرحیم ❇️ ⚜کانال عاشقان امام حسین(س) ⚜ 💠جهت رفع ضعف بینایی 🔶هرکس در بینایی خود ضعفی احساس کند یا دچار در چشم شود، اول ماه قمری به هنگام رؤیت هلال، دست بر چشم گذاشته و ده مرتبه فاتحه الکتاب را بخواند و در اول و آخر آن سه بار سوره ی اخلاص را بخواند و سپس هفت مرتبه بگوید : ⚜شفاءٌ مِن کُلِّ داءٍ بِرَحمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرَّاحِمینَ ⚜ 🔹سپس 5 مرتبه بگوید: ⚜یا رَبّ⚜ 🔸و بعد بگوید: ⚜قَوِّ بَصَری اللهم اشْفِ اَنْتَ الشّافی اللهم اکْفِ أَنتَ الکافی اللهم عافِ انتَ المُعافی⚜ 〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰 🔆فرموده‌ اند هر کس مقداری آب باران بگیرد و فاتحه و اخلاص و معوذتین و آیه الکرسی را هر کدام 70 مرتبه بر آن بخواند و مدت هفت روز متوالی هر روز بامداد مقداری از آن آب بخورد هر مرضی که داشته باشد خداوند متعال از او برطرف فرمايد. 🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿 کانال ما را به دیگران معرفی بفرمایید 💐💐💐 کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻 @Hfadayat 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
هدف و ایده ال زندگی 🔸اعتقاد به خداوندی كه نقشی در زندگی معتقد ندارد، اعتقاد نیست، بلكه نوعی از پدیده‌های درونی است كه تشریفات روانی نامیده می‌شود. 🔺 به عقیده ما، بشر یك میلیون اشتباه ندارد، بلكه تنها و تنها، یك اشتباه مرتكب شده است و آن این است كه: هدف و ایده‌آل زندگی خود را نمی‌داند. علامه محمدتقی جعفری رحمه الله علیه 🔰🔰🔰🔰 کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻 @Hfadayat
🔹آیت الله حائری شیرازی ره 🔸حرفی مهمتر از این مطلب نداشتم🔸 عمر ما می‌گذرد و دیر یا زود به صف گذشتگان می‌پیوندیم و این، زندگی بزرگ ماست. من چیزی مهمتر از این مطلب نداشتم که به شما بگویم. کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻 @Hfadayat
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امتحان عجیب‌ترین معلم دنیا بود، امتحاناتش عجیب تر... امتحاناتی که هر هفته می‌گرفت و هر کسی باید برگه‌ی خودش را تصحیح می‌کرد...آن هم نه در کلاس، در خانه... دور از چشم همه!! اولین باری که برگه ی امتحان خودم را تصحیح کردم سه غلط داشتم...نمی‌دانم ترس بود یا عذاب وجدان، هر چه بود نگذاشت اشتباهاتم را نادیده بگیرم و به خودم بیست بدهم... فردای آن روز در کلاس وقتی همه‌ی بچه‌ها برگه‌هایشان را تحویل دادند فهمیدم همه بیست شده‌اند به جز من...به جز من که از خودم غلط گرفته بودم... من نمی‌خواستم اشتباهاتم را نادیده بگیرم و خودم را فریب بدهم... بعد از هر امتحان آنقدر تمرین می‌کردم تا در امتحان بعدی نمره‌ی بهتری بگیرم... مدت‌ها گذشت و نوبت امتحان اصلی رسید، امتحان که تمام شد، معلم برگه ها را جمع کرد و برخلاف همیشه در کیفش گذاشت... چهره‌ی هم کلاسی‌هایم دیدنی بود... آن ها فکر می‌کردند این امتحان را هم مثل همه‌ی امتحانات دیگر خودشان تصحیح می‌کنند... اما این بار فرق داشت... این بار قرار بود حقیقت مشخص شود... فردای آن روز وقتی معلم نمره‌ها را خواند فقط من بیست شدم... چون بر خلاف دیگران از خودم غلط می‌گرفتم؛ از اشتباهاتم چشم‌پوشی نمی‌کردم و خودم را فریب نمی‌دادم...👌 زندگی پر از امتحان است... خیلی از ما انسان‌ها آنقدر اشتباهاتمان را نادیده می‌گیریم تا خودمان را فریب بدهیم ... تا خودمان را بالاتر از چیزی که هستیم نشان دهیم... اما یک روز برگه‌ی امتحانمان دست معلم می‌افتد... آن روز چهره‌مان دیدنیست... آن روز حقیقت مشخص می‌شود و نمره واقعی را می‌گیریم... راستی در امتحان زندگی از بیست چند شدیم؟ 🤔🧐 نویسنده: حسین حائریان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📜 موضوع انشاء: يلداى خود را چگونه گذرانديد؟ با سلام خدمت آموزگار خوب و دوستان عزيزم ديشب يلدا به ما خيلى خوش گذشت. دور هم بوديم و تا تونستيم خورديم و خنديديم، فال هم گرفتيم. البته پدرم مي‌گفت شايعه شده كه هندوانه ها را یه كسايى ارزون خريدن و انبار كردن كه گرون بفروشن، به همين دليل من نخريدم تا با مفاسد اقتصادى مبارزه كنم. مادرم هم گفت: خوب كارى كردى و به من گفت عكس يك هندوانه بكش بگذاريم تو سفره يلدا، منم كشيدم خوشگل شد. مامان گفت: تو روزنامه خوندم كه دونه‌هاى انار دل درد مياره، براى همين نخريدم. مادر من خيلى به سلامتى خانواده اهميت مي‌دهد. خواهرم عكس يه انار رو از تو روزنامه كند گذاشت تو سفره، يه انار بزرگ که دونه‌هاش سياه بود. مامان گفت: شب نميشه آجيل خورد سر دلتون سنگين ميشه و خواب‌هاى بد ميبينيد براى همين فقط نخود چى و كشمش خريدم كه خيلى هم خاصيت دارد. مادرم خيلى مهربان است. مادرم گفت: رفتم ميوه فروشى كه ميوه بخرم خيلى شلوغ بود منصرف شدم. مامان پرتقال و سيبى رو كه داشتيم مثل گل درست كرده بود و توى بشقاب چيده بود خيلى قشنگ شده بود دلمون نميامد بخوريم ولى مامان گفت: بخورين كه نمونه ميكروب ميگيره، مامانم خيلى با سليقه هست. خلاصه يلداى خوبى بود ،چون ما دل درد نگرفتيم، خواب‌هاى بد هم نديديم، تازه با مفاسد اقتصادى هم مبارزه كرديم. اين بود انشاى من اميدوارم خوشتان آمده باشد. معلم گفت: آفرين پسرم خوب بود اينم يه نمره ۲۰ دانش آموزى از ته كلاس گفت: آقا اجازه سرما خوردين؟ معلم گفت: چطور؟ شاگرد گفت آخه آقا اجازه... از چشمتون داره اشك مياد. معلم گفت: آره يادم نبود كه سرما خوردم... (یلدای‌امسال بی‌بضاعتهارافراموش نکنیم)