خیلی سخت است برای یک نوجوان که ببیند مادرش را دارند میزنند. در این بیت شعر که از زبان آقا امام مجتبی علیهالسلام است. خوب حال و هوای ایشان را به تصویر کشیده است:
ایستادم به سر پنجهی پا، اما حیف
دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد
بعد از چهل سال وقتی به یاد این صحنه میافتاد مینشست بلندبلند گریه میکرد.
🌷 استاد صمدی آملی :
🌹 ما شیعهای میخواهیم که زینت امامشان باشند.
🍁 تکثیر نسل شیعه گرچه از نظر کمّی برای ما مهم است. و هر چقدر معتقدین به امام اميرالمؤمنين بیشتر باشد، مهم است ولی ما هرگز شیعهی دروغگو، مکار، حیلهگر، ترک کنندهی معروف و انجام دهندهی منکر نمیخواهیم.
📚 ما میخواهیم شیعهای تکثیر پیدا کند که مِصداقِ:
"کُونُوا لَنَا زَیْناً ولا تَکُونوا عَلَینَا شَیناً"
باشد؛ زینت امامش باشد.
🍂 طوری باشد که همهی مردم از رفتار او، گفتار او، و تمام شئون زندگیِ او استفاده کنند و لذّت ببرند و همه بگویند ما این طور شیعه میخواهیم.
🍁 ما شیعهای میخواهیم که دنبال امامش راه اُفتد به وِفق او کار انجام دهد در غیر این صورت با امامش قطع رَحِم کرده است.
🍂 ما هنوز الگویی و سیرهای درست نکردیم؛ الگوی دلسوزی و شفقت، رفق و مدارا درست نکردیم. باید طوری الگو درست کنیم که کلّ زمین برادرها و خواهرهای ما و دوستان ما باشند.
اولین باند پرواز آسمان،
خانهی شماست!
مهربپاش و اوج بگیر!
☝️☝️☝️