#بی_مادر_شدیم
اثر دستـــ ستــــم از رخ نیلے نــــرود
هـرگز از یاد عــلے ضربتــ سیلے نرود
#ایام_فاطمیه🥀
#شهادت_حضرت_زهرا_س🥀
#تسلیت_باد🥀
( بی برکتی مال حرام)
امام هادی (علیه السلام):
به راستی که حرام،
افزایش نمی یابد و اگر زیاد شود، برکتی ندارد
و اگر در راه خدا انفاق شود، پاداشی ندارد
و اگر باقی بماند، ذخیره ای است به سوی دوزخ.
📚(کافی/ج5/ص125)
ای کسانی که ایمان آورده اید، #ربا را که #سودهای_افزوده و چند برابر است نخورید و از خدا پروا کنید، شاید رستگار شوید.
📚(آل عمران/130)
🌱🌱🌱🌱🌱
کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻
@Hfadayat
✳️#طلب_کاری
🌟قالَ رسول اللَّه صلی الله علیه وآله:
مَنْ أَقْرَضَ مُؤْمِناً قَرْضَاً یَنْتَظِرُ بِهِ مَیْسُورَهُ کانَ مالُهُ فِی زَکاةٍ، وَ کانَ هُوَ فِی صَلاةٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ حَتَّی تُؤَدِّیهِ إِلَیْهِ.
ثواب الاعمال 166.
✨رسول خداصلی الله علیه وآله فرمودند: هر که به مؤمنی #قرض بدهد و منتظر شود تا او بتواند بازپرداخت کند، مانند آن است که مالش را به زکات داده باشد و پیوسته فرشتگان بر او درود می فرستند تا آن مؤمن بتواند بازپرداخت نماید.
👈* هر کس هر جا برای خدا حکمی از احکام الهی را بر گردن می گیرد و به پای آن صبر می کند، خدای متعال «لا یضیع اجر المحسنین» اجر و پاداش نیکوکاران را ضایع نمی کند.
🌷تا مدتی که به خاطر خدا به پای #بدهکار خودت صبر می کنی مانند آن است که مالت را بابت #زکات داده ای به #فقرا و فرشتگان بر تو درود می فرستند.
📚حق الناس در محیط کار و زندگی« از دیدگاه قرآن و روایات»/ گردآوری صادق میرشفیعی.ص: 123
کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻
@Hfadayat
🌷 بسم الله الرحمن الرحیم🌷
بانوی میدان 🥀
✍️ فاطمه شکیبا
یک خانم جوان و البته محترم و مؤمنه و محجبه، پدرش را از دست داده و حق همسرش و خودش را خوردهاند. روز و شب بلند گریه میکند. در دفاع از همسرش، آسیب میبیند و فرزندِ در رحمش از دنیا میرود و بعد هم خودش جان میسپارد...
این ماجرا، یک ماجرای صرفاً غمانگیز است و باید برای آن افسوس خورد. احتمالاً دنیا را که بگردید، مواردی مشابه و حتی غمانگیزتر از آن را هم پیدا خواهید کرد. و متأسفانه، این روایتی ست که سالها در روضهها شنیدهایم... «فاطمه»ای که برای من ترسیم کرده بودند، در حجابش خلاصه میشد و بس. یک زن مؤمنه؛ بدون هیچ امتیاز خاصی جز این که دختر پیامبر، همسر امام علی و مادر دو امام است.
یک مشکل بزرگی در روضههای فاطمیه و کلاً روضههای ما، این است که ماجرا را خیلی خانوادگی میکنیم و اهلبیت را در حد خودمان تقلیل میدهیم. صرفاً گریه میکنیم که حضرت زینب داغ برادر دیده. امام حسین داغ پسر دیده. محبت میان پیامبر اکرم و حضرت زهرا یک محبت پدر و دختری معمولی بوده. عشق امام علی به حضرت زهرا، عشق یک مرد به همسرش بوده... همین.
همین؟
منکر اینها نمیشوم... ولی چیزی که ارزشمند است، اینها نیست. تعلق و محبت به خانواده را ما آدمهای معمولی هم تجربه کردهایم. خیلی از آدمهای معمولی هم داغ عزیز دیدهاند. چرا برای همه آنها گریه نمیکنیم؟
روز عاشورا، دو پسر جوان حضرت زینب هم شهید شدند؛ ولی هیچکجای تاریخ ننوشته که زینب گفته باشد «آخ پسرهایم... آخ جوانهایم...». مگر محبت خواهر به برادر، از محبت مادری قویتر است؟ قطعاً نه. پس مسئله، یک مسئله فراتر از محبتهای معمولیست. گریه زینب برای برادرش نیست، برای امام زمانش است... رابطه رابطه امام و مأموم است، نه برادر و خواهر...
و در ماجرای فاطمیه...
روح فاطمه سراسر حماسه است. کسی که بعد از شهادت حمزه سیدالشهدا، هفتهای دوبار سر مزارش میرود و برای خانمها سخنرانی میکند، کسی که پا به میدان جنگ میگذارد برای کمک به مجروحان، کسی که به راحتی از آسایش خود میگذرد و سختیِ زندگی با یک فرمانده نظامی را میپذیرد، کسی که میتواند سه قهرمان مثل حسن و حسین و زینب پرورش بدهد، یکی از یکی شجاعتر و دلاورتر، یک مجاهد به تمام معناست. روح بیقراری دارد که بر جسم سخت میگیرد، روز و شبش ذکر است و خود را در ساحت فردی و خانوادگی و اجتماعی به اوج میرساند.
این روح لطیف و بیقرار، وقتی حق را پایمال شده میبیند، وقتی ولایت به خطر میافتد و وقتی جامعه را در گرداب تباهی میبیند، برمیآشوبد و میخورشد. حقش را میگیرد، از حق دفاع میکند و روز و شب اشک میریزد؛ نه از سر ضعف که از سر دلسوزی مادرانهاش برای بشریت...
و ما چه میفهمیم اشک فاطمه چیست؟
گریه فاطمه، انسانیترین و حماسیترین گریه تاریخ است. ننگ بر آنها که گفتند این گریه برای فراق پدر بود... فاطمه در فراق رسول خدا گریه میکرد نه پدرش! فاطمه برای بشریتی اشک میریخت که بدون ولایت، به ورطه هلاکت میافتاد. گریه فاطمه، گریه بر گذشته و آینده تاریخیست که با هوا و هوس بشر سیاه شده...
فاطمه اگر آنطور که به ما گفتند، یک زن خانهنشین و از همهجا بیخبر بود، برای گرفتن فدک پا به مسجد نمیگذاشت، رودررو با غاصبان احتجاج نمیکرد، خطبه نمیخواند (و اصلاً بلد نبود که بخواند). مقابل کسی که در کوچه راه بر او بست نمیایستاد و به راحتی تسلیم میشد...
فاطمه اگر یک زن مؤمنه معمولی بود، مثل همه زنان باردار، موقع خطر میترسید و پا پس میکشید؛ نمیرفت پشت در، خود را به آغوش طوفان نمیسپرد و به تنهایی، قدم به میدان نمیگذاشت.
هرچند...
فاطمه به تنهایی یک سپاه است و چنان جانانه در میان برای امامش جنگید که تا ابد، هزاران پهلوان مانند عباس بن علی باید مقابلش زانوی ادب بزنند و رسم نبرد بیاموزند.
سلاح فاطمه تبیین است، رسانه است، خطبه است، اشک است و حتی از اعتبار اجتماعی و آبرویش مایه میگذارد برای امام زمانش. طوری مدبرانه میدان را مدیریت میکند و پیش میرود که جهادش، حتی تا بعد از شهادت هم ادامه پیدا میکند؛ خاکسپاری پنهان و مزار مخفیاش میشود یک سلاح همیشگی علیه دشمنان حقیقت.
ماجرا این بود... روضه این بود... سراسر حماسه؛ حماسهی بانوی میدان...
فاطمه سلاماللهعلیها را اینگونه بشناسید...
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و السِّرِّ المُستَودَعِ فیها؛ بعدد ما احاط به علمک...
مادری خورد زمین و همه جا ریخت بهم
همهی زندگیِ شیر خدا ریخت بهم
داغی و تیزیِ مسمار اذیّت میکرد
تا که برخاست ز جا عرش خدا ریخت بهم
بشکند پای کسی که لگدش سنگین بود
تا که زد، سلسلهی آل عبا ریخت بهم
ثلث سادات میان در و دیوار افتاد
نسل سادات به یک ضربهی پا ریخت بهم
گُر گرفته بدنِ فاطمه، ای در بس کن
وسط شعله ببین زمزمهها ریخت بهم
رویِ او ریخت بهم پهلویِ او ریخت بهم
دهنش غرقِ به خون گشت و صدا ریخت بهم
شدتِ ضربه چنان بود که سر خورد به در
رویِ آشفتهیِ اُمّ النُجَبا ریخت بهم
پشتِ در سینهیِ سنگین شده هم ارثی شد
گیسوانِ پسرش کرب و بلا ریخت بهم
مادرش آمده گودال نچرخان بدنش
استخوانهای گلویش ز قفا ریخت بهم
با ترکهای لبش با نوک پا بازی کرد
همهی صورت او با کف پا ریخت بهم...
شهادت مظلومانه حضرت زهرا سلام الله علیها بر اعضای محترم کانال فرهنگی فاطمی تسلیت باد