eitaa logo
کانال امام حسین (علیه السلام)
2.2هزار دنبال‌کننده
18.1هزار عکس
10هزار ویدیو
35 فایل
@حسین ساجدی@ "سخنران و روضه خوان اهل بیت(س)" @کارشناس مذهبی @ @مشاور امور خانواده.....@ @فعال فرهنگی و اجتماعی@ @لینک کانال: (Hfadayat@)@ (مطالب کانال:مذهبی؛معنوی؛علمی؛تربیتی وسیاسی) پل ارتباطی: ۰۹۱۸۴۸۸۶۶۸۰
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آفتاب بن علی بن حسين بن علی راوی نور، شكافندۀ علم ازلی مادرش آينه، فرزند فرستادۀ عشق بندۀ خوب خداوند، خداوند علیّ آدم و جنّ و ملَك پيش تو زانو زده‌اند خانۀ كوچک تو با دو سه ديوار گِلی همه سُبحانكَ لا علمَ لنا می‌گویند گاهِ تفسير تو از آيۀ اللهُ ولی ناگهان روز الست از همه پرسيد خدا دوست داريد علی را؟ همه گفتند بلی شعر من جابر عبدالله انصاری شد كه سلامی برساند به تو با تنگ‌دلی 📝 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ 🆔 @Hfadayat
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
❇️ دو نیروی شناسایی ازماجدا شدند و بالباس غوّاصی جلو رفتند هرچه صبرکردیم،برنگشتند ناچارقبل ازروشن شدن هوابه مقر برگشتیم محمّدحسین یوسف الهی مسؤول اطّلاعات لشکر ثارالله بود، به حاج قاسم فرمانده لشکر خبرداد. 🔹حاج قاسم: بایدبه قرارگاه خبر بدهم اگر اسیرشده باشند،دشمن ازعملیّات ماباخبر میشود! 🔹محمدحسین:تافرداصبرکنید امشب تکلیف این دو رامشخّص میکنم 🔹صبح حسین راخوشحال دیدم 🔹پرسیدم:چه شد؟به قرارگاه خبردادید؟ 🔹گفت: نه. پرسیدم:چرا؟! 🔹مکثی کردوگفت:دیشب هردو رو دیدم اکبرموسایی پور وحسین صادقی باخوشحالی گفتم:الآن کجاهستند؟ 🔹گفت:درخواب دیدم اکبرجلوبود و حسین پشت سرش اکبرخیلی نورانی بود میدانی چرا؟ اکبردردرون آب هم، نمازشبش ترک نمیشد درثانی اکبرنامزدداشت، پس نصف دینش را انجام داده بود،امّا صادقی مجرّدبود. اکبردرخواب گفت:ناراحت نباشید عراقیهامارانگرفته اند،مابرمیگردیم 🔹پرسیدم:چطور؟!  🔹گفت:شهیدشده اند،امشب جنازه هایشان راآب میآوردلب ساحل من به حرف محمدحسین مطمئن بودم شب نزدیک ساحل ماندم. ✅ آخرشب نگهبان ساحل گفت:چیزی رو آبه بله پیکرصادقی امدو بعداکبر...! ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ 🆔 @Hfadayat
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خاطراتی خواندنی از سردار سلیمانی از شهید عزیز یوسف الهی * به من گفته بود در کنار اروند بمان و جذر و مدّ آب را که روی میله ثبت می شود بنویس. بعد هم خودش برای مأموریّت دیگری حرکت کرد. نیمه های شب خوابم برد. آن هم فقط 25 دقیقه. بعداً برای این فاصلة زمانی، از پیش خودم عددهایی را نوشتم. وقتی حسین و دوستش برگشتند، بی مقدّمه به من خیره شد و گفت: تو شهید نمی شوی. با تعجّب به او نگاه کردم! مکثی کرد و گفت: چرا آن 25 دقیقه را از پیش خودت نوشتی؟ اگر می نوشتی که خوابم برد، بهتر از دروغ نوشتن بود. در آن شب و در آن جا هیچ کس جز خدا همراه من نبود! ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ 🆔 @Hfadayat