◀️يكی از راههای نجات از گناه، گناهی که آدم به آن عادت کرده است، پناه بردن به امام زمان عجل الله است.
ايشان امام زنده ی زمانِ ما هستند. امام حی ما هستند؛ آن بزگوار به انتظار نشسته اند تا كسی دستش را به سمتشان دراز كند تا ايشان او را هدايت كنند.
امامت ایشان اینجاست که شما از ایشان بخواهی و ایشان از شما دستگیری نماید.
🤲اللهم عجل لولیک الفرج🤲
@Hfadayat
سلام حاج آقا من مشکلات بسیار سختی تو زندگیم داشتم بشدت سخت که آرزوی مرگ. میکردم از نظر مالی و خیلی چیزهای دیگه خدا شاهده که ارتباطم با امام زمان قوی کردم متوسل شدم به خودش هر روز وشب باهاش حرف میزدم عین مونس و همدم هرروز قرآن و ادعیه وصلوات هدیه فرج میکردم ازش میخواستم کمکم کنه سکان زندگیم به دست خودش دادم چنان برکتی تو زندگیم اومده از نظر معنوی مالی و خیلی چیزهای دیگه هرروز دارم اثرش تو زندگیم میبینم مشکلاتم یکی پس دیگری حل میشه پشیمونم از اینکه چرا از زمان نوجوانی اینا رو نمیدونستم بخدا قسم اهل بیت حاجت میدن مراقبت میکنم کافی ما با صداقت سمتشون بریم ونخوایم گناه کنیم چقدر حال روحی خوبی دارم وهرروز به برکت آقا امام زمان بیشتر میشه
◀️اگه غرور کسی رو شکستی ، یا آبرویی را به ناحق بردی ...دیگه هیچ وقت رو به هیچ آسمونی برای خوشبختیت دعا نکن...
@Hfadayat
«جَرح کلِمة من تحبه، لَن یشفی أبدا!»
زخم حرف ، از کسی که دوستش داری، هرگز خوب نمیشود!😞
◀️شخصی میگفت بعد ۲۰ سال زندگی
یکبار همسرم جلوی بچه هام بهم گفت خفه شو ، صدای شکستن قلبم شنیدم..
مواظب ❤️🩹 همدیگه باشید..
یهو میبینی دیرشد و وقتی برای خداحافظی و طلب حلالیت نداشتی..
@Hfadayat
◀️اثر صله رحم؛
امروز ۱۴۰۴/۱/۱۹ توی خیمه گاه یکی از دوستانم میگفت پدر بزرگم پدر دوشهید بود(شهیدان معارف وند) ۱۱۰ سال عمر کرد راز طولانی بودن عمرش دو چیز بود..
نماز شب و صله رحم..
میگفت یکبار بهش گفتم آقاجون نماز شب میخونی ؟
گفت منو مِشکی جان (همسرش) ۴۰ ساله نماز شبمون قضا نشده...
میگفت به دیدن همه کوچکترهای فامیل میرفت ، بهش میگفتن بزرگ خاندانی ، بذار اونا بیان ..فلانی اصلا دیدنت نیومده..
میگفت نه من میرم.. بذار اونا نیان ، من میرم وظیفه ام انجام بدم..
@Hfadayat
◀️حدیث ؛
دو چیز عمر انسان را طولانی میکند..
صدقه و صله رحم
◀️یک سیلی ناحق؛
اوایل زندگیمون شوهرم نمیذاشت من برم خونه ی پدرم، تا۴سال سختگیربود تحت تأثیر مادرش بود، مادرم میومدهرازگاهی سرمیزدناراحت بودندمیگفتندمادرت حق نداره بیاد اینجا، پدرشوهرم فوت شده بود شوهرم نون آورخانواده اش بود،یه روزکه مادرم اومدخونمون ،شوهرم جایی سرکار بود ، مادرشوهرم ازخونه زد بیرون، رفته بود پسرشوآورده بودازسرکار، تا از مادرم زهرچشم بگیره، حسابی شوهرم رو پر کرده بود باکفش کار اومد توخونه و شروع کردبه مادرم بی احترامی کردن، براچی میای؟ حق نداری بیایی ...
تااینکه از رو غرور وتکبری که داشت سیلی محکمی تو صورت مادرم میزنه ،
مادرم نفرینش کرد..
چندروزبعد شوهرم رو موتور خوابش میبره با موتور به تیربرق میزنه، یکهفته میره توکما، صورتش کبود کبود شد، مادرش هی میگفت خدا لعنت کنه اوناییکه بچمو نفرین کردن 😒، ماهم چیزی نمیگفتیم ، خودشون متوجه شده بودند از کجا خوردن 😄
#تقاص گناه
@Hfadayat