eitaa logo
کانال امام حسین (علیه السلام)
2.3هزار دنبال‌کننده
18.3هزار عکس
10.1هزار ویدیو
35 فایل
@حسین ساجدی@ "سخنران و روضه خوان اهل بیت(س)" @کارشناس مذهبی @ @مشاور امور خانواده.....@ @فعال فرهنگی و اجتماعی@ @لینک کانال: (Hfadayat@)@ (مطالب کانال:مذهبی؛معنوی؛علمی؛تربیتی وسیاسی) پل ارتباطی: ۰۹۱۸۴۸۸۶۶۸۰
مشاهده در ایتا
دانلود
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تفاوت قطع صله رحم و دوری از فامیل که انرژی منفی میده چیه 👤 دکتر عزیزی کانال امام حسین علیه السلام ┄┅┅┅┅❁🌸❁┅┅┅┅┄ @Hfadayat ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
تاکنون پيش آمده که به فردى هم سن و سال خود نگاه کرده باشيد و پيش خود گفته باشيد: نه، من مطمئناً اين قدر پير و شکسته نشده‌ام؟ اگر جوابتان مثبت است از داستان زير خوشتان خواهد آمد: من یک روز در اتاق انتظار يک دندانپزشک نشسته بودم. بار اولى بود که پيش او مى‌رفتم. به مدارکش که در اتاق انتظار قاب کرده بود و به ديوار زده بود نگاه کردم و اسم کاملش را ديدم. ناگهان به يادم آمد که ۴۰ سال پيش، در دوران دبيرستان، پسر بلندقد، مو مشکى و مهربانى به همين اسم درکلاس ما بود. وقتى که نوبتم شد و وارد اتاق او شدم به سرعت متوجه شدم که اشتباه کرده‌ام. اين آدم خميده، موخاکسترى و با صورت پرچين‌ و چروک نمى‌توانست همکلاسى من باشد. بعد از اين که کارش بر روى  دندان هايم تمام شد و آماده ترک مطب بودم از او پرسيدم که آيا به مدرسه هراتی مى ‌رفته است؟ او گفت: بله. بله... من فارغ‌التحصیل هراتی هستم. پرسيدم: چه سالى فارغ‌‌التحصيل شديد؟ گفت: ١٣۶۲. چرا اين سوال را مى‌پرسيد؟ گفتم: براى اين که شما در همان کلاسى بوديد که من بودم. او چشمانش را تنگ کرد و کمى به من خيره شد و بعد  گفت: شما چى درس مى‌داديد؟ 🤣 کانال امام حسین علیه السلام ┄┅┅┅┅❁🌸❁┅┅┅┅┄ @Hfadayat ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
💠 داستان بسیار خواندنی از:درسی که مرحوم حاج آقای کافی به زن بی حجاب دادند… مرحوم حضرت حجت الاسلام و المسلمین شهید حاج شیخ احمد کافی_رضوان الله تعالی علیه_ نقل می کردند: داشتم می رفتم قم،ماشین نبود،ماشین های شیراز رو سوار شدیم.یه خانمی هم جلوی ما نشسته بود. هی دقیقه ای یک بار موهاشو تکون می داد(لازم به ذکر است قضیه برای قبل از انقلاب اسلامی می باشد و لذا زنان بدون روسری و پوشش فراوان بودند) و سرشو تکون می داد و موهاش می خورد تو صورت من! هی بلند می شد می نشست، هی سر و صدا می کرد.می خواست یه جوری جل توجه عمومی کنه. برگشت،یه مرتبه نگاه کرد به منو و خانمم که کنار دست من نشسته(خب چادر سرش بود و پوشیه هم زده بود به صورتش) گفت:آقا اون بقچه چیه گذاشتی کنارت؟! بردار یکی بشینه!! نگاه کردم دیدم به خانم ما میگه بقچه! گفتم:این خانم ماست. گفت:پس چرا این طوری پیچیدیش؟! همه خندیدند. گفتم:خدایا کمکمون کن نذار مضحکه اینا بشیم. یهو یه چیزی به ذهنم رسید.بلند گفتم:آقای راننده! زد رو ترمز.گفتم:این چیه بغل ماشینت؟ گفت:آقا جون ماشینه!ماشین هم ندیدی تو آخوند؟! گفتم:چرا دیدم ولی این چیه روش کشیدن؟گفت:چادره روش کشیدن دیگه گفتم:خب چرا چادر روش کشیده؟! گفت:من باید تا شیراز گاز و ترمز کنم،جه می دونم چادر کشیدن کسی چپ نگاش نکنه،خط نندازن روشو.. گفتم:خب چرا شما نمی کشی رو ماشینت؟ گفت:حاجی جون بشین تو رو قرآن! این ماشین عمومیه کسی چادر روش نمی کشه..اون خصوصیه روش چادر کشیدن.. من هم زدم رو شونه شوهر این زنه و گفتم:این خصوصیه،ما روش چادر کشیدیم…. 📚منبع:هفته نامه پرتو سخن ص 5 شماره 736 کانال امام حسین علیه السلام ┄┅┅┅┅❁🌸❁┅┅┅┅┄ @Hfadayat ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طنز : تفاوت فکر خانمها و آقایون 😁 کانال امام حسین علیه السلام ┄┅┅┅┅❁🌸❁┅┅┅┅┄ @Hfadayat ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
◀️امروز خانمی زنگزد گفت من پرورشگاهی هستم..خیلی دنبال مادرم میگردم.. گفت خواب دیدم در خواب نوزادم و بغل مادرم هستم و میگم اللهم انی اسئلک.. بهش گفتم توی ماه رمضان گذاشتنت سر راه؟ گفت بله گفتم ان شاالله تا ماه رمضان خانوادت پیدا کنی .. خیلی منقلب شد 😞😭 ◀️آخه چرا بچه هاتون سر راه رها می‌کنید ، این بنده خدا بعد ۳۵ سال داره دنبال هویتش می‌گرده 😞
┄┅═❁﷽❁═┅┄ ♻️اغلب دعواها و قهرا بيخودى پيش ميان... ❌ يعنی دو طرف بی حوصله ان، خسته ان بعضی وقتا جاى بعضی از حرفا نيست بعضی وقتا بعضى شوخيا بيش از حد فاصله ميندازه بين آدما... مهم اينه بعد اين اتفاقا يكی بياد حرف بزنه يكي پا پيش بذاره تا اون يكی رو بخندونه دوباره مهم اينه بدونيم هيچكدوم بد نيستيم دشمن نيستيم هيچكدوم هيچوقت اولش فكر نميكرديم كه ممکنه طولانی ترين دوستی هامون رو، سر كوچيك ترين مسائل از دست بديم کانال امام حسین علیه السلام ┄┅┅┅┅❁🌸❁┅┅┅┅┄ @Hfadayat ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
◀️کواکبیان به ۱۴ ماه حبس محکوم شد که این حکم به مدت ۴ سال به صورت تعلیقی خواهد بود. یعنی فعلا حبس نمیره و کاری باهاش ندارن.. کی باهاش کار دارن؟ اگه تو چهارسال آینده جرمی مرتکب بشه، این چهارده‌ ماه حبس اجرا میشه وگرنه هیچی. بعلاوه به ۲سال منع فعالیت‌ رسانه‌ای اعم از مصاحبه با رادیو و تلویزیون و انتشار هرگونه مطلب در رسانه‌‌‌ها، پایگاه‌های خبری و... محکوم شد. ◀️کافی بود یه بدبختی مثل من همچین کاری میکرد😐 شبونه میبردنش ناکجا آباد.. دیگه رنگ آفتاب نمی‌دید تا ۱۴۰ ماه حبس بی ملاقاتی انفرادی در شرایط سخت تبعید به اون ور بندرعباس وسط آبها بعد جزیره ابوموسی 😒 جریمه نقدی و اقساطی مصادره اموال+محاسبه اعمال شلاق هم میگفتن بزنید تا بمیره 😐
✅ حقوق مهرماه پزشکیان به حساب جامعه خیران مدرسه‌ساز واریز شد.. آفرین همین فرمون ادامه بده حقوقت صرف کارهای خیر بکن
حاج اقا پدرم زمانی برای دسته های عزاداری امام حسین علیه السلام با جون و دل هزینه می کردند ولی الان همه چی رو مسخره میکنند و حتی به من و مادرم میگن شماها امل هستین و کدوم امام و قیامت کی برگشته از اونور و … جوانی پدرم حتی جبهه و جنگ رفتند نماز میخوندند و پیرو اهل بیت بودند ولی الان چند سالی شده کلا عوض شدن و توهین به مقدسات میکنن حتی مادرم میخوان نماز شب بخونن اجازه نمیدن و به من و مادرم میگن دلم براتون میسوزه شماها بدبختین و فکرتون مثل ۱۴۰۰ سال پیشه.. ◀️بنده گفتم کسیکه دین و ائمه رو تمسخر می‌کنه که نجاستخواری کرده باشه گاهی از اثر مصرف دارو که داخلش الکل هست اینجور میشن پاسخ دادن پدرم ناراحتی قلبی و دیابت و فشار خون دارند و دارو مصرف میکنند فقط پارسال تعداد زیادی ماء الشعیر خارجی از چابهار گرفته بودند و میخوردند واسه کلیه شون که درد میکرد من روش رو خوندم نوشته بود پنج درصد الکل داره و بهشون گفتم الکل داره نخورین گفتن این حرفا چیه اگه مشکل می داشت تو مغازه نمیفروختن.. ◀️بنده گفتم دیگه نجاست از این بالاتر؟؟؟؟ همین نجاستخواری کارش ساخته
18.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقای پزشکیان اینقدر این مردم با عزت رو گرسنه خطاب نکنید!
حاج آقا من سال ۹۸ یه خواستگار داشتم که دخالت کردن و نذاشتن بهم برسیم و بهم خورد الان میدونین چند سال گذشته همشون دارن بدجور تقاص پس میدن زندگیشون نابود شده ، یه روز مامانم بهم گفت فلانی رفتم خونشون خیلی گریه کرده و نالیده از زندگیش ، گفته کلا کارش گریه هست ، به مامانم گفتم مامان من بدی در حق اونا نکرده بودم یه دختر بودم ،دلمون همدیگه رو خواست وگرنه کار زشتی نکردم ولی اونا بد کردن و من خیلی گریه کردم الانم از بدبختی و مشکلات اونا خوشحال نیستم ولی میگم خدا وجود داره حواسم به کارای خودم بیشتر هست خدا وجود داره و هر چندسال که بگذره حق بنده هاشو میگیره.. الانم بشینم شبانه روز دعاشون کنم که خدا اونا رو ببخشه ، ولی دیگه اون حال اون موقع رو ندارم هیچ وقت نفرینشونم نکردم فقط گفتم خدایا تو خودت شاهد و ناظر بودی😞
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا