سال۸۲ خونه یکی از اقوام رفتم ی تیکه از لباسم رو قیچی کرده وطلسم کردن و ازدواج وکارم بسته شد بعد اون خانوم فوت کردن دختراش ازدواج کردن زندگی خوبی ندارن پسراش هم زندگی خوبی ندادن و به قول خودشون با اینکه تلاش زیادی میکنن اصلا روزی ندارن و واقعا گرفتارن و هر کسی که اون خانوم خواب میبینه میگه همش ناله میکنه اصلا حال خوبی نداره اگه صلاح میدونید داخل کانال بزارید که دعا وطلسم برای دیگران گرفتن به زندگی آدم برمیگرده و بدجور گرفتار میشه هم این دنیا هم در آخرت
هدایت شده از از ارشیو کانال عاشقان امام حسین(س)
✅رد مظالم
اصولا پرداخت حقوق دیگران از جمله رد مظالم زمینهساز توبه است و اگر کسی بخواهد توبه واقعی داشته باشد باید نخستحقوق مردم را ادا کند تا توبهاش پذیرفته شود.
👌بسیاری از مردم این پرسش را مطرح میکنند که چرا دعاهای آنان مستجاب نمیشود؟ در پاسخ باید گفت وقتی انسان توبه واقعی نداشته باشد چگونه خداوند دعاهایشان را اجابت کند؛ تا زمانی که حقوق دیگران بویژه حقوق مالی بر گردن است دعای شخص مستجاب نخواهد شد.
☘از پیامبر اسلام (ص) نقل شده است که فرمودند: به من امر شد که قوم خود را بترسان و بگو: داخل مشوید در خانهای از خانههای من (یعنی مساجد) در حالی که حقی از بندگان من نزد شما باشد که به او ظلم نمودهاید، بدرستی که تا در محضر من به نماز ایستاده او را لعنت میکنم تا آن حق را به صاحبش برگرداند.
(بحارالانوار: ج 84، ص 257
🌹رد مظالم عباد (ادای حق الناس)
6037691507217016
☘خیریه حضرت خدیجه سلام الله علیها (۶۲۲)
⭕️روی شماره کارت کلیک کنید، کپی می شود
✍کپی فقط با لینک👇👇👇
@Hfadayat
هدایت شده از شیخ حسین ساجدی
🌴❁﷽❁🌴
🧮 رد مظالم 🧮
لطفاً به دقت تا انتهای متن را مطالعه فرمائید.
❇️امام صادق علیهالسلام فرمود:
👈 هر کس میخواهد 🤲 دعایش مستجاب شود، باید حقالناس را از سرمایهاش جدا کند. بدرستی که کسی که حقالناس به عهدهاش باشد دعایش به سوی خدا بالا نمیرود.
❓بشر در طول زندگی خود حقالناسهایی به گردنش میماند که باید اَدا کند تا علاوه بر استجابت دعاهایش در دنیا، در جهان باقی نیز از عذابهایی که به این منظور در انتظار اوست رهایی یابد.
🔰 حقالناسهایی چون: مالی، جانی، آبرویی، اضلالی و گمراه کردنی، معنوی و امثالهم.
🔵 نسبت به حقالناس مالی باید آنچه را که به گردن دارد نسبت به آن شخص پرداخت کند و پس بدهد و اگر او را نمیشناخت باید از طرف او رد مظالم و صدقه بدهد.
☢️ نسبت به مورد دوم هم باید به آن شخص مراجعه کند و اگر به جسم او صدمهای زده از او حلالیت بطلبد و یا دیه آن را بدهد و یا قصاص شود.
🔴 نسبت به مورد سوم هم اگر آبروی شخصی را مثلاً با غیبت کردن ریخته است، چنانچه اگر به او مراجعه کند، مفسدهای ندارد و دعوا نمیشود و او ناراحت نمیشود باید به او بگوید و حلالیت بطلبد و اگر مفسده دارد باید از طرف او و به نیت او استغفار کند و کارهای خوبی انجام دهد و تا جایی که میتواند از اثر این آبرویی که ریخته شده است کم کند.
⚫️ در مورد اضلالی هم باید تلاش کند کسانی را که گمراه کرده است به راه برگرداند و کار اشتباه خود را جبران کند.
و ...
✳️ به ترتیبی که بیان شده آسانترین نوع حقالناس؛ مالی هست و سختترین نوع آن حقالناس اضلالی و گمراه کردن دیگران است که از همه بدتر است و متاسفانه به این مورد در فضای مجازی با شبهاتی که هست خیلیها را گمراه میکنند.
✅ در هر صورت شخصی که حقالناس به گردن دارد باید تمام تلاش خود را انجام دهد که آنها را رفع و حل کند و آنجایی را که نتوانست با خیرات زیادی که انجام میدهد ان شاءالله خداوند رضایت آنها را خواهد گرفت.
👇
لذا خیریه حضرت خدیجه سلامالله علیها " ۶۲۲ " با اخذ اجازه از کلیه دفاتر مراجع معظم تقلید میتواند رد مظالم قطعی یا احتمالی شما را دریافت و بین فقرای تحت پوشش توزیع کند.
🌹در ضمن به نیت اموات خود نیز میتوانید مبلغی را به عنوان ردمظالم از طرف آنها بدهید تا از دعای خیر آنان نیز بهرهمند شوید.
✍️ به همین منظور:
ش حساب صادرات: 0302602480002
یا شماره كارت صادرات
6037691507217016
به نام حسین ساجدی برای واریز مبالغ رد مظالم مالی حضورتان ارسال میگردد.
لطفاً پس از واریز حتماً اطلاع دهید.
خیریه حضرت خدیجه سلامالله علیها "۶۲۲"
هدایت شده از شیخ حسین ساجدی
🔹 آیت الله بهجت ره :
پرداخت حقوق الهی (مانند خمس و زکات و صدقه)، سبب نموّ مال و تهذیب آن است، و اگر کسی این کار را بکند، مالش ترقّی کرده و زیاد می شود.
🔹محاسبه غیر حضوری خمس و پاسخگویی به مسائل شرعی 👇👇👇
@noroalzeynab
#کانال_اخلاق_واحکام
🔸کانال معرفتی امام حسین(س)
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@Hfadayat
هدایت شده از از ارشیو کانال عاشقان امام حسین(س)
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 سال خمسیت یادت نره!
🔸 احکامی که باید بدانیم...
@noroalzeynab
احکام #خمس.....
❌ نشر مطالب با حذف لینک کانال شرعا جایز نیست👈
@Hfadayat
هدایت شده از یادداشت ها
*"حجت الاسلام حدائق"
✍️یک شب در دفتر مسجدالنبی بودم. یک آقای افغانی وارد مسجد شد. یک پای این بندهی خدا لنگ میزد و روی زمین میکشید. آمد و روی صندلی نشست. روی صندلی هم که نشست، یکطرفه نشسته بود یعنی نمیتوانست درست بنشیند. در ذهن من آمد که این آقا، یک کمکی میخواهد. دفتر هم شلوغ بود. اشاره به او کردم که شما اول بیایید تا به کار شما رسیدگی کنم، چون ظاهراً، نشستن برای شما سخت است. گفت: اگر اجازه بدهید، من آخرین نفر میآیم و میخواهم کسی در دفتر نباشد. گفتم: هر جور مایل هستید.
حدود یک ساعت و خوردهای نشست تا دفتر خلوت شد. نشستن هم برایش زحمت بود یعنی بعد از یک مدت، بلند میشد و دوباره مینشست و همینطور ادامه داد. قیافه هم، قیافهی کارگری و خیلی هم ساده بود. همه که رفتند، نوبت به این آقا رسید.
آمد و گفت: من اهل مزارشریف افغانستان هستم. پدر و مادر پیری دارم که در افغانستان هستند. همسر و چهار فرزند هم دارم. هفت فرد تحت تکفل من است (اینها را که میگفت، من فکر کردم از من کمکی میخواهد).
گفت: دروازه اصفهان با چند نفر، یک اتاقی را کرایه کردهایم و محل خوابمان آنجاست. پای من هم که آسیب دیده، در جنگ با روسها تیر به نخاع من اصابت کرده و نخاع من آسیب دیده و پای من نیمهفلج شده است. آمدهام اینجا کار کنم و هفت سر عائله دارم در مزارشریف. کاری که از من برمیآید بساطفروشی و دستفروشی است. یک مقدار وسایل میآورم و مردم هم میخرند و از درآمد و عواید اینها برای خانواده در مزارشریف میفرستم (تا اینجا، احتمال من این بود که این بنده خدا، کمکی از ما میخواهد).
گفت: من آمدهام حساب خمسم را بکنم.
تا این را گفت، من تعجب کردم. آی شیرازیها! آی ایرانیها! خدا شاهد است که اگر این کارگر افغانی را سر پل صراط بیاورند، باید سر پایین بیندازیم؛ آدمِ نیمهفلج، آدمِ غریب، هفت سر عائله!
گفتم: شما چه داری؟
گفت: کلّ زندگی من در شیراز، 350 هزار تومان هست. یک تشک، بالش، پتو و چهار تا ظرف، یک قابلمه، دو تا لیوان و .... (همه را حساب کرد) و حدود تقریباً 180هزار تومان پول دارم که با این پول، جنس خرید و فروش میکنم. 170 هزار تومان وسایل زندگیام است و 180هزار تومان سرمایهام هست و روی هم 350 هزار تومان.
گفتم: این وسایلهای زندگیات را که نمیخواهد حساب کنی، فقط سرمایهات را حساب میکنیم. گفت: نه، همه را حساب کنید. من تا حالا خمس نمیدادم، از الآن میخواهم همه را حساب کنید و پاک بشوم.
گفتم: خمس شما میشود 70هزار تومان. دیدم دست کرد در جیب شلوار کارگریای که پوشیده بود (الله اکبر)، 70 هزار تومان پولهای دستهکرده را روی میز گذاشت. گفتم: اینها از پولهای سرمایهات هست؟ گفت: بله.
گاهی اوقات میگوییم «خدا»، ولی «خدا» را به اندازهی پولمان هم قبول نداریم (در عمل).
رو به قبله میایستیم ولی بعضیهایمان، شعار میدهیم.
گفتم: آقای عزیز! گذران زندگیات را میخواهی چه کار کنی؟
گفت: مگر خدا ندارد که بدهد؟ مگر تا حالا خودم این هفت عائله را اداره میکردم که از این به بعد، نتوانم؟ همه را خدا دارد روزی میدهد.
(معرفت را ببینید!)
گفتم: دست به دست میکنم و خُرده خُرده خمست را بپرداز.
گفت: از کجا معلوم زنده بمانم و بتوانم بپردازم؟
یاد مرگ، جلوی غفلت را میگیرد. چرا بعضی، با اینکه چیزی ندارد، ولی همّت دریایی دارند و دل را به دریا میزنند؟ چون با خدا هستند.
از روضه هفتگی ات پا گرفته ایم
در بین نوکران شما جا گرفته ایم
گریه برای تان شده سر مایه ای که ما
این هدیه را ز حضرت زهرا گرفته ایم
@Hfadayat