خشک کردن آب وضو
خیلی از مردم بعد از گرفتن وضو، دست و صورت خود را خشک می کنند
در حالی که به فرموده امام صادق علیه السلام:
🌱برای کسی که وضو بگیرد و آب وضوی خود را با دستمال خشک کند یک حسنه، و برای کسی که صبر کند تا آب وضویش خشک شود، سی حسنه نوشته خواهد شد.
📚کتاب پاداش نیکی ها و کیفر گناهان ص68
🍃🌹عضویت در کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻
@Hfadayat
#ضرب_المثل
پدرت را در می آورم
شاه اسماعیل اول سرسلسله ی دودمان صفوی که در تاریخ ما به عنوان جوانی بی باک و دلیر، که بعد از مدت ها، نواحی مختلف ایران را باهم متحد کرد، اغلب به یاد آورده می شود ، اما شاه اسماعیل با وجود تمام خدماتی که انجام داد، بخش تاریکی نیز دارد که کمتر به آن توجه شده است.
شاه اسماعیل برای رسیدن به این اتحاد از هیچ جنایتی فروگذار نبود، چنانچه بعد از فتح تبریز نه تنها سلطان یعقوب آق قویونلو و خاندانش بلکه تمام کسانی که به او وفادار بودند از زن، مرد، کودک و حتی سگ های آنها را نیز از دم تیغ گذراند.
فهرست شکنجه های که در زمان شاه اسماعیل توسط قزلباش ها اجرا می شد بسیار طولانی است و گفتن آنها چیزی جز تشویش خاطر به دنبال نمی آورد، اما در اینجا به یکی از بی رحمانه ترین آنها که به صورت یک اصطلاح رایج در آمده است اشاره می کنیم.
از جمله شکنجه های روحی که شاه اسماعیل به مخالفان خود وارد می آورد، این بود که در مقابل چشمان محکوم بیچاره، جنازه پدرش را از خاک در آورده و آنرا به آتش می کشیدند،بعد هم محکوم را به هلاکت می رساندند، به نظر میرسد دو اصطلاح معروف"پدرت را در می آورم" و "پدرسوخته" از همین جا و این شکنجه خاص آمده باشد.
#سياست_واقتصادعصرصفوي_ص37
☘☘☘☘☘☘☘☘
کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻
@Hfadayat
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥جشن میلاد حضرت رقیه (س) در حرم آن حضرت برگزار شد
🌺همزمان با #میلاد_حضرت_رقیه سلامالله علیها در هفدهم ماه شعبان، حرم آن حضرت در سوریه چراغانی شد و مراسم جشن میلاد دردانه ارباب در این مکان مقدس برگزار شد.
👈در این مراسم کیک میلاد دختر سه ساله امام حسین علیهالسلام برگزار و بین زائران کیک توزیع شد.
پ ن:باتوجه به روایات مختلف در رابطه با تاریخ ولادت حضرت رقیه سلام الله علیها برخی 17 شعبان و برخی 23 شعبان را به عنوان سالروز ولادت حضرت رقیه سلام الله علیها جشن می گیرند.
🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀
کانال عاشقان امام حسین علیه السلام👇🏻
@Hfadayat
خدایا
به چشم انتظاری حضرت رقیه
(سلام الله علیها)
قسمت میدهیم،
به چشم انتظاری مولا صاحب الزمان
(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
برای انتقام جدش،
با اذن ظهورش خاتمه عنایت بفرما...
▪️به پاهای نحیف تاول زده سه ساله
▫️اللهـم عجـل لولیـک الفـرج
هدایت شده از از ارشیو کانال عاشقان امام حسین(س)
بسم الله الرحمن الرحیم
جواب هزاران سوال بی جواب و شبهه دار شما سروران در این کانال
@Hfadayat
ارتباط با ما
@noroalzeynab
عزیزان دل خدا قوت انتقاد پیشنهاد نکته ای هست بگید تا انشالله رفع عیب کنیم
💠 تحویل دولت به آقایرئیسی با بدهی بیش از ۵۳ میلیون تومانی به ازای هر خانواده ۴ نفری
‼️ ۱۱۴۳ هزار میلیارد تومان بدهی انتقالی به رئیسی
📰 کیهان: دولت روحانی برخلاف ادعای وی، نه «خزانه پر»، بلکه ۶۴۳ هزار میلیارد تومان بدهی به سیستم بانکی، ۵۰۰ هزار میلیارد تومان بدهی (سود اوراق) و ۴۸۰ هزار میلیارد تومان کسری بودجه را تحویل بعدی داد.
📆 ۱۵ دی ۱۴۰۱
📣ملاحظات: این رقم، یعنی دولت آقایرئیسی خزانه را با بدهی سنگین از دولت روحانی تحویل گرفته است. یعنی بدهی خزانه به ازای هر ایرانی ۱۳۲۹۰۶۹۷ تومان و هر خانواده ۴ نفری ۵۳۱۶۲۷۷۸ تومان (بیش از ۵۳ میلیون تومان) بوده است.
روحانی اخیرا به دروغ ادعا کرد که خزانه را پر تحویل دولت رئیسی داده است.
او راست میگوید که خزانه "خالی" تحویل نشده، بلکه خزانه را پر از "بدهی" تحویل داده است.
خانواده #پیروز از همه کسانی که تسلیت گفتند تشکر کردن و گفتند:
شما به فکر نسل خودتون باشید که در حال انقراضه🙃
#فرزندآوری
کانال جهاد فرزندآوری 👇
*بسمه تعالی*
*توبه نصوح:*
*نصوح، چه کسی بود؟:*
*نصوح مردی بود شبیه زنها، صدایش نازک بود، صورتش مو نداشت و اندامی زنانه داشت.*
*او با سوء استفاده از وضع ظاهرش در حمام زنانه کار دلاکی وکیسه کشی می کرد، کسی هم از وضع او خبر نداشت، او از این راه هم امرار معاش میکرد و هم برایش لذت بخش بود.*
*گرچه چندین بار به حکم وجدان توبه کرده بود اما هر بار توبه اش را می شکست.*
*روزی دختر شاه به حمام رفت و مشغول استحمام شد، از قضا گوهر گرانبهایش همانجا مفقود شد، دختر پادشاه در غضب شد و دستور داد که همه را تفتیش کنند.*
*وقتی نوبت به نصوح رسید او از ترس رسوا یی، خود را درخزینه حمام پنهان کرد.*
*وقتی دید مأمورین برای گرفتن او به خزینه آمدند، به خدای تعالی رو آورد و از روی اخلاص و به صورت قلبی همانجا توبه کرد.*
*ناگهان ازبیرون حمام آوازی بلند شد، که دست ازاین بیچاره بردارید که گوهر پیدا شد و مأموران او را رها کردند.*
*و نصوح خسته و نالان شکر خدا را به جا آورده و از خدمت دختر شاه مرخص شد و به خانه خود رفت، او عنایت پروردگار را مشاهده کرد، این بود که بر توبه اش ثابت قدم ماند و از گناه کناره گرفت.*
*چند روزی از غیبت او درحمام سپری نشده بود، که دختر شاه او را به کار درحمام زنانه دعوت کرد و نصوح جواب داد که دستم علیل شده و قادر به دلاکی و مشت و مال نیستم و دیگر هم به حمام نرفت.*
*هرمقدار مالی که از راه گناه کسب کرده بود، در راه خدا به فقرا داد و از شهرخارج شد و درکوهی که در چند فرسنگی آن شهر بود، سکونت اختیار نمود و به عبادت خدا مشغول گردید.*
*در یکی از روزها همانطور که مشغول کار بود، چشمش به میشی افتاد که در آن کوه چرا میکرد، از این امر به فکر فرو رفت که این میش از کجا آمده و از آن کیست؟.*
*عاقبت باخود اندیشید که این میش قطعا از شبانی فرار کرده و به اینجا آمده است، بایستی من از آن نگهداری کنم تاصاحبش پیدا شود، لذا آن میش را گرفت و نگهداری نمود، پس ازمدتی میش زادو ولد کرد و نصوح از شیر آنها بهره مند میشد.*
*روزی کاروانی راه را گم کرده بود، و مردمش از تشنگی مشرف به هلاکت بودند عبورشان به آنجا افتاد، همین که نصوح را دیدند از او آب خواستند و او به جای آب به آنها شیر داد، به طوری که همگی سیر شده و راه شهر را از او پرسیدند، او راهی نزدیک به آنها نشان داده و آنها موقع حرکت هر کدام به نصوح احسانی کردند و او در آنجا قلعه ای بنا کرده و چاه آبی حفر نمود، کم کم آنجا منازلی ساخته و شهرکی بنا نمود، و مردم از هر جا به آنجا می آمده و در آن محل سکونت اختیار کردند، همگی به چشم بزرگی به او می نگریستند.*
*رفته رفته آوازه خوبی و حسن تدبیر او به گوش پادشاه رسید، که پدر همان دختر بود، از شنیدن این خبر مشتاق دیدار او شده، دستور داد تا وی را از طرف او به دربار دعوت کنند.*
*همین که دعوت شاه به نصوح رسید، نپذیزفت و گفت: من کاری دارم و از رفتن به نزد سلطان عذر خواست، مأمورین چون این سخن را به شاه رساندند، بسیار تعجب کرد و اظهار داشت: حال که او نزد ما نمی آید ما میرویم او را ببینیم.*
*با درباریانش به سوی نصوح حرکت کرد، همین که به آن محل رسید به عزرائیل امر شد که جان پادشاه را بگیرد، بنا بررسم آن روزگار و به خاطر از بین رفتن شاه در اقبال دیدار نصوح، نصوح را بر تخت سلطنت بنشاندند.*
*نصوح چون به پادشاهی رسید، بساط عدالت را در تمام قلمرو مملکتش گسترانیده و با همان دختر پادشاه ازدواج کرد.*
*روزی در بارگاهش نشسته بود، شخصی براو وارد شد و گفت: چند سال قبل، میش من گم شده بود و اکنون آن را از عدالت تو طالبم، نصوح گفت: میش توپیش من است و هر چه دارم از آن میش توست، وی دستور داد تا تمام اموال منقول و غیر منقول را با او نصف کنند، آن شخص به دستور خدا گفت: بدان ای نصوح! نه من شبانم و نه آن، یک میش بوده است، بلکه ما دوفرشته، برای آزمایش تو آمده ایم، تمام این ملک ونعمت، اجر توبهی راستین و صادقانه ات بود که بر تو حلال و گوارا باد، و از نظر غایب شد.*
*به همین دلیل به توبه واقعی و راستین، توبه نصوح گویند.*
*منبع:*
خلاصه شده از کتاب انوار المجالس، صفحه ۴۳۲. اصول کافی جلد ۴ صفحه.
*اللّهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم.*
┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄