از همان صبح بار غم عجیبی بر دلم افتاده بود که آزارم میداد. ناگهان احساس کرده بودم که بسیار تنهایم. میدیدم که همه مرا وا میگذارند و از من دوری میجویند. داستایوفسکی - شبهای روشن
آیا در حقیقت زندگان هم وجود دارند؟ آیا بیش از یک موهوم هستند؟ یکمشت سایه که در اثر یک کابوس هولناک، یا خواب هراسناکی که آدم بنگی ببیند بوجود آمدهاند، از اول یک وهم، یک فریب بیش نبودهایم و حالا هم بجز یکمشت افکار پریشان موهوم چیز دیگری نیستیم .
- صادق هدایت
گفت که :« من یکجورهایی عجیب و غریب هستم . شاید برای همین از من خوشش میآید و عاشقم شده و البته شاید هم یک روز به همین دلیل از من بیزار شود .»
_ بیگانه ، آلبر کامو
اینجا ستاره ها همه خاموشاند
اینجا فرشته ها همه گریانند
اینجا شکوفه های گل مریم
بی قدرت تر از گل بیابان اند