برایت مینویسم و امیدوارم که
نامههای مرا نخوانی،
بلکه خودم را بخوانی؛
کلمات نتوانستهاند مرا برایت توضیح دهند.
اگر متوجه مقصودم نمىشوى بيا با هم سكوت كنيم بگذار راز من،
رازِ تو را لمس كند، شايد سكوتت شبيه سكوت من باشد.
-ژول سوپرويل
و او رفت، مثل رؤیایی که قبل از بیدار شدن محو میشود... و من بیدار شدم با قلبی خالیتر از شب.
-شبهای روشن
«شاید یک روز یک نفر یک جوری آدم را بخواهد که خواستنش به این راحتیها تمام نشود.»
-سیلویا پلات