«سلام بر کسانی که در وجودمان چیزی را یافتند و دوستش دارند که خود ما از آن بیخبریم...»
اگر شد که هیچ؛ اما اگر نشد بند کفشهایم را محکمتر میبندم و انجامش میدهم این بار با موهای سفید بیشتر؛ چون آنچه اهمیت دارد پیروزی نیست پایداریست.
آلبرکامو، طاعون.
همه چیز
خاطره ها
گفتگو ها
بوسه ها
هم آغوشی پیکر های دلداده ...
همه چیز میگذرد !
ولی تماس روح هایی که
یکدیگر را لمس کرده و
در میان انبوه اشکال زودگذر
یکدیگر را شناخته اند !
هرگز زدوده نمی شود ...
رومن رولان
از همان صبح بار غم عجیبی بر دلم افتاده بود، که آزارم میداد. ناگهان احساس کرده بودم که بسیار تنهایم. میدیدم که همه مرا وا میگذارند و از من دوری میجویند.
شبهای روشن
چیزی که وحشتناک بود حس میکردم نه زنده زنده هستم و نه مرده مرده. فقط یک مرده متحرک بودم که نه رابطهای با دنیای زندهها داشتم و نه از فراموشی و آسایش مرگ استفاده میکردم.
صادق هدایت