من آن شمعم که با سوز دل خویش فروزان میکنم ویرانه ای را ،،
اگر خواهم که خاموشی گزیڹ꯭م پریشان میکنم کاشانه ای را ،،
به خورشید اگه رسیدی برای دلشوره هایم یک بغل آرامش ، برای جراحت هایم -یک مرهم بهار ، برای سکوت خانه ی پنجره قناری بفرست .
به خورشید اگه رسیدی برای غروب های دلگیرم یک خورشید طلوع بفرست .
˓˓ ִֶָᥣᥱ𝗍 mᥱ̄ ɾᥱᥲ̄ძ 𝗍᥆ ყ᥆ᥙ
һ᥆ᥕ mᥙᥴһ m᥆rᥱ ᑲᥱᥲᥙ𝗍і𝖿ᥙᥣ 𝗍һᥱ gᥲrmᥱᥒ𝗍 ᥆𝖿 𝗍һᥱ sᥱᥲs᥆ᥒs һᥲs ᑲᥱᥴ᥆mᥱ
sіᥒᥴᥱ 𝗍һᥱ m᥆mᥱᥒ𝗍 і ᑲᥱgᥲᥒ 𝗍᥆ ᥣ᥆᥎ᥱ ყ᥆ᥙ ✨ ﹚﹚
هدایت شده از آلیأ .
جوری که اول اکتبر همه از fall in love حرف میزدن، جایی که من دلم میخواست باشم :)))) .