ما عادت میکنیم. به همهچیز عادت میکنیم. به نبودنها، به رفتنها، به تمام شدنها.
عقربهها که میچرخند، فقط ساعت را جلو نمیبرند؛ تو را هم میبرند، به جایی که دیگر نیستی.
بعضی وقتها، سکوت، گویاترین زبان است. چیزی که آدمها، بیشتر از هر کلمهای، از آن میترسند.
زندگی همین است؛ ترکیبی از چیزهایی که انتخاب کردهایم و چیزهایی که بر ما تحمیل شده است. هنرِ زندگی، پذیرشِ این تحمیلهاست، نه جنگیدن با آنها.