در نهایت به این تفکر دارم میرسم که من تا ابد به دنبال دلیل و هدفی میگردم تا به خاطرش تلاش کنم.
کنارم بنشین، نقاب قوی بودنت رو بردار و در آغوشم گریه کن که من میدانم، آنان که همیشه میگویند حالشان خوب است، بیش از همه به گریه و آغوش نیاز دارند.
تمام راههایی که پیمودهام مرا به خود بازگرداند. گویی چیزی نبودهام جز نامهای به خویشتن!
سوزان علیوان
چیزی که بیشتر از همه آرزوش رو داریم, ممنوع ترین چیزه.و اینکه ممنوع ترین چیز همون چیزیه که قبلا داشتیم و از دستش دادیم.
اودیسه.
از همان صبح بارِ غمِ عجیبی بر دلم افتاده بود که آزارم میداد. ناگهان احساس کرده بودم که بسیار تنهایم. میدیدم که همه مرا وا میگذارند و از من دوری میجویند...
- شبهای روشن | داستایفسکی