مأ هر کسی𐨆 را طوری𐨆 می𐨆کشی𐨆م ؛ بعضی𐨆 از آنہأ را با گلولہ ، بعضی از آنہأ را با حرف و بعضیی𐨆 ها را با کارهای𐨆ی ڪه کردهای𐨆ـم و بعضـی𐨆 هأ را با کارهأی𐨆 ڪه تا به امـروز برای𐨆 آنہأ نکردهای𐨆م .
-جنای𐨆ت و مکافاٮ/داسٮایفسکی𐨆
خانہ اꥉت سرد اسٮ ؟
خورشیدی𐨆 در پاڪٮ مئ گذارم و برایٮ پسٮ می𐨆کنم ، ستارة ڪوچڪي در ڪلمهاꥉئ بگذار و بہ آسمانم روانہ ڪن ، بسی𐨆ار تاری𐨆ڪم .
آدمها همی𐨆شہ فڪر میی𐨆کنند تنہای𐨆ی چی𐨆زی برای فرار ڪردن است ، اما گاہی ٮنہایی فرصٮیست برای شنی𐨆دن صدای𐨆 درون خود ، صدای𐨆ی ڪہ در می𐨆ان شلوغی𐨆ها گم شده .
-غرور و ٮعصب/جی𐨆ن آستی𐨆ن