هدایت شده از سِلوا
﷽
نیم وجب بچه که هنوز به توان دست گرفتن ماشین اسباب بازیاش نرسیده، خاندان را یک تنه به بند ناتوانی کشانده و پدر و مادرش را بیشتر.
چند روزیست که دلمان از اضطراب هم میخورد و نگرانی به پشت لبهایمان میرسد و دهان را محکم میبندیم که عق نزنیم و رد روی تبخالمان نیفتد.
با خاله و خواهر و هر که حرف میزنم همه در این حالیم و این فکر که داریم امتحان میشویم.
ما داریم سخت امتحان میشویم و پدر و مادرش سختتر.
ما این روزها دعا را تنها سلاحمان میدانیم و به دامن هر مومن و کتاب دعایی چنگ میزنیم.
ما به دامن شما چنگ میزنیم.
عزیز کوچک ما را دعا کنید. ما به نور این دعاها ایمان داریم.
عزیز کوچک ما را دعا کنید...