در طولِ روز و بینِ کارا
اندازه یه بغل مروارید بین مردمک چشمام
پنهون میکنم،و شب با خودم زمزمه میکنم:
قُل اَعوذُ بِالبُکاء لِلحُسین'ع'مِن شَرّ الاَحزانِ الرّجیم .
@Hoborr
اپیزودِ دو/
امدادگر تبریزی پدری واقعی بود،
از قربان صدقه هایش فهمیدم
اصالت پدران ترک همین است
وقتی با دست هایی پدرانه دختر کوچولو رو به آغوش کشید و گفت:
باشووا دولانیم جیرانیم،
جانیم سنه فدا اولسون قیزیم:)
#روایت@Hoborr