eitaa logo
•حُبور•
839 دنبال‌کننده
99 عکس
23 ویدیو
0 فایل
در شکستِ بال پروازِ دِگَر داریم ما! . . . کپی؟فور کن مومن.
مشاهده در ایتا
دانلود
مَقصَد از سامانِ هستی مِهرِ تابانِ تُ بود هَمچو شَبنم چهره چون دادی نِشان َبرخاستم! _شهید خامنه‌ای @Hoborr
17.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایرانِ حسین'ع'تاابد پیروز است./❤️‍🩹 @Hoborr
[ماهی،اگه خیلی دلتنگ یکی بشی نتونه کنارت باشه چیکار میکنی؟] دست از تنظیم کردنِ ساعت‌ برداشتم و سرم رو چرخوندم و به چشم های منتظر و خسته‌ش نگاه کردم. نفس عمیقی رو از سینه بیرون دادم و ازپنجره ماشین، به ماه ،طوری که انگار مقصد تمام دلتنگی هاست، خیره شدم. [تو خیالم بهش نگاه می‌کنم،باهم گرمِ صحبت میشیم،شعرِ محبوب‌مون رو می‌خونیم،به ماهِ دلربا خیره می‌شیم،شب رو نفس می‌کشیم،از روزمرگی و تکرار حرف می‌زنیم،فیلمِ موردعلاقه‌مون رو همراهِ کاسه پر از چیپس،نگاه می‌کنیم؛درواقع زندگی می‌کنیم. عجیبه نه؟ولی خیالت راحت من دلتنگ میشم جایگزین نمی‌کنم، من تو خیالات به زندگی ادامه می‌دم] @Hoborr
با"حاضرشو بریم کفِ میدون انقلاب پرچم بازی"شروع شد. با چشمای پرغرور همراهِ آقای ستوده میخوند و با غر زدن های همیشگی اعتراض داشت که چرا انقدر سر خودم رو شلوغ کردم و استراحت نمیکنم که با"عزیزِ من،وقت وقتِ نشستن نیست"خاتمه پیدا کرد. @Hoborr
•حُبور•
با"حاضرشو بریم کفِ میدون انقلاب پرچم بازی"شروع شد. با چشمای پرغرور همراهِ آقای ستوده میخوند و با غر
ء. همینطور که صورتش از شدت تلخیِ چایی عراقی درهم ورهم شده بود،معتقد بود ساعتِ3:30 بامداد،یا از خوشحالی لبخند کش‌داری جا خوش میکنه رو صورتمون یا دچارِ التهابُ تنش میشیم. زیر لب حیدر حیدر میگفت و منتظر بود طرح نهایی دلبر سه رنگ‌ی که دخترِ چفیه آبی برام رنگ میزد رو ببینه. @Hoborr
•حُبور•
ء. همینطور که صورتش از شدت تلخیِ چایی عراقی درهم ورهم شده بود،معتقد بود ساعتِ3:30 بامداد،یا از خوشحا
ء. همه چیز در بهترین ورژنِ خودش و در بالاترین حدِ زیبایی بود،تا اینکه آقا پسر جوان موتوری با گفتنِ"مثلِ اینکه آتش بس قطعی شد"باعثِ کور شدنِ ذوقمون شد. فضا بهم ریخت،مردم از شعار دادن و پرچم چرخوندن دست کشیدنُ با نگرانی محوِ صفحه های موبایلشون شدن. با صدای فریاد حاج آقا از پشتِ میکروفون کشیده شدیم سمتِ استیج: مردم چیزی که ما میدونیم اینکه ما فقط منتظر امر رهبری میمونیم و درگیر حواشی و فتنه ها نمیشیم @Hoborr
•حُبور•
ء. همه چیز در بهترین ورژنِ خودش و در بالاترین حدِ زیبایی بود،تا اینکه آقا پسر جوان موتوری با گفتنِ"م
ء. آقای حدوداً میانسالی با صدای بلند خبر بیانیه امنیت ملی رو داد. روحانی شروع به قرائت بیانیه کرد و صدای فریاد"نه سازش،نه تسلیم،نبرد با امریکا"اجازه‌ی فهمِ متن رو نمی‌داد. مردم پراکنده شدن و هرکسی مشغولِ توضیح دادنِ شرایط و دلداری دادن به یکی از هموطناش شد اما آرامشی در کار نبود.
•حُبور•
ء. آقای حدوداً میانسالی با صدای بلند خبر بیانیه امنیت ملی رو داد. روحانی شروع به قرائت بیانیه کرد و
ء. با دیدنِ پیامِ"دلت نلرزه،خدا با ماست" از التهاب فضا دور شدم و شونه های بی‌جونم قدرت گرفت. سرم چرخید و با دیدن ماه،اشکای روی گونه‌م رو پاک کردم و رو به آسمون گفتم"میدونم،میدونم که با مایی پس خودت نگهدارمون باش و دلهامون رو آروم کن" @Hoborr
و اما بچه های لبنان ؛ نَحنُ جَميعاً مَعَکُم وَ سَوفَ نَنتَقِم لَکُم .🇱🇧 @Hoborr
بسم الله الرحمن الرحیم دل چیز عجیبی‌ست در سینه‌ی خودتان می‌تپد، اما برای خودتان نه! صدق الله العلی العظیم @Hoborr