امشب خیلی بیشتر به این موضوع پی بردم
که ما هیچکس رو نمیشناسیم!
چون فقط بخشی از دیگران و دیدیم
همون بخشی که خودشون خواستن
فلذا هیچکسی و نمیشناسیم...
•حُبور•
ء.
موقعی که این عکسها رو بینِ جمعیت و موجِ خشم و دردشون، حیدر حیدر گفتنشون و اشکها و دلداریهاشون، عجلهای میگرفتم، مدام الحمدالله میگفتم،
آقای سیدعلی جان شُکر برای لحظهای که
ساربانی نبود تا پیِ غارت انگشتر از دست بگذره!
شُکر که دستِ قوم الظالمین از پیکر مطهرتون دور بود.
داغِ انگشتر جد غریبتون بعد از ۱۴۰۰ سال
دل و جانِ مارو آتش میزنه، شُکر که این
داغ تازه نشد...
@Hoborr
زندگی کسالت بار نیست. تنهایی است که آن را کسالت بار می کند. تنهاییِ عمیق. باور کن عزیز من، باور کن! نمی شود عاشق همهی تنهایی ها بود. اگر بودن با کسی را تجربه کنی، تنهایی ناشی از نبودنش، دشوار می شود. تنهایی کلاهی بس گشاد است که به سر زندگیهایمان رفته. تنهایی هسته ی تلخ زردالوییست که شیرینی باقی هسته ها را زهر می کند. تنهایی تصادفی در انتهای یک سفرِ خوش است. تنهایی را نمیشود دوست داشت. فکرش را بکن. کلید در را بچرخانی و کسی منتظرت نباشد. دیر برسی و کسی انتظارت را نکشد. غذا نخورده باشی و کسی منتظرت نباشد. زندگی کسالت بار نیست. تنهایی است که آن را کسالت بار می کند..
@Hoborr