•حُبور•
روضه شروع نشده بود گریه میکردیم حینِ روضه گریه میکردیم بعدِ روضه گریه میکردیم این شعلهی دلمون خا
صبحِ روز دهم بود،
پیر میخانهی ما که پَر گشود سوی آغوش جدِّ غریبش همآن روز ما روضهی "وَهذا یومُ فَرِحَت" را دیدیم و لمس کردیم...