او پنهان است،
پشت پردهی باد،
پشت سکوتِباران،
پشت همهی چیزهایی که شبیه او هستند
دلتنگم برای نگاهی که هرگز بر چشمانم نجوشید،
برای کلماتی که در فاصلهی دو لب مُرد
💔
در چشمت خورشید آریایی
در قلبم نور زیبایی
در سرمایی ام می تابد گرمایی
در بی جانی ام می آید جانی
💔
https://eitaa.com/aminona/44450
حقققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققق 🥺🥺🥺